📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَريماً»
کسانی که زیاد به یاد خدا هستند و صبح و شام او را تسبیح میکنند، خداوند هم بر آنها صلوات میفرستد تا آنها را از ظلمتها درآورد و به سوی نور ببرد؛ در روزی که به لقاء الله میرسند با سلام بدانان تهنیت میگویند و از آنها استقبال میکنند و اجری کریمانه برایشان تدارک دیدهاند.
اگر چنین مواجههای میکنند، آیا واقعا در عالم عملی ارزشمندتر از ذکر کثیر و تسبیح خدا یافت میشود؟!
2) «تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ»
مقصود از اینکه «تحیتشان روزی که به دیدار او رسند، سلام است» چیست؟
الف. تحیت در اینجا اشارهاست به حیاتی که از جانب خدا بر آنان افاضه میشود که سراسر سلامتی و عافیت است (ایستاده در باد، ص385، با اقتباس از المیزان، ج16، ص329) یعنی همان که در جای دیگر فرمود برخی چناناند که آنان را به حیات طیبهای حیات بخشیم (فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَة؛ نحل/97)
ب. یعنی روزی که به ثوابهای الهی میرسند همدیگر را تهنیت میگویند به اینکه: سلامتی از جمیع آفات بر شما تهنیت باد. (مجمعالبیان، ج8، ص569)۱
ج. روزی که مومن به ملاقات ملکالموت نائل میشود وی را با سلام و سلامتی قبض روح میکند، و ملکالموت هم یکی از ملائکه است [که در آیه قبل به آنها اشاره شد]۲ (براء بن عازب، به نقل مجمعالبیان، ج8، ص569)
د. ملائکه آنان را به سلامتی از هر بدی و آفتی تهنیت میگویند. (رقاشی، به نقل البحر المحیط، ج8، ص487)
ه.
نکته تخصصی تفسیری
این عبارت از عباراتی است که ظرفیت معانی متعددی دارد که با توجه به قاعده امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا، همگی میتواند مد نظر باشد؛ یعنی علاوه بر دیدگاههای فوق، برداشتهای متعدد دیگری هم میتوان از آیه داشت.
در ادامه چند مورد که ظرفیت اینچنین در آیه ایجاد کرده است، اشاره میشود که با ضرب هر یک از این حالات در دیگری، معنای متفاوتی به دست میآید:
1. تحیة میتواند به معنای تهنیت گفتن باشد یا مفاد لغوی آن هم مد نظر بوده، به معنای حیات خاص بخشیدن باشد.
2. به لحاظ نحوی، «تحیتهم» میتواند اضافه مصدر به مفعول (تحیت گفتن به آنها) باشد یا اضافه مصدر به جریانی که بین فاعل و مفعول میگردد (تحیت بین آنها) (همانند: كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ؛ انبیاء/87) (البحر المحیط، ج8، ص487)
3. مرجع ضمیر «ه» در یلقون، میتواند «الله» باشد، یا «واحدٌ من الملائکه» یا «یوم» (که این یوم میتوان روز مرگ باشد یا لحظه خروج از قبر، یا روز قیامت یا لحظه نهایی ورود در بهشت یا ...)
4. «سلام» میتواند یکی از اسماء الله باشد (یعنی با اسمی از اسماء الله به آنها تهنیت میگویند) یا معنای وصفیاش (سلامتی) مد نظر باشد یا صرفاً همان مفاد تهنیت گفتن و خوشامدگویی و استقبال باشد که به طور متعارف به کار میبریم.
3) «تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ»
این تعبیر به زیبایی دو مضمون را با هم تلفیق کرده است:
تحیت، تهنیت گفتن (= خوشامدگویی و شادباش) است با تعبیر «حیّاک الله»، که ترجمه تحتاللفظی این تعبیر «خدا تو را زنده بدارد» میباشد.
بدین ترتیب در دل مفهوم «تحیتشان در آن روز، سلام است» این معنا نهفته که «گفتنِ «خدا تو را زنده بدارد» به آنها در آن روز، سلام است»
و اگر توجه کنیم که آخرت عرصه حقیقت محض است و جای تعارفات و امور اعتباری نیست، این تحیت اشاره دارد به ارتباط وجودی عمیقی که برای مومنان در آن عرصه آشکار میگردد، یعنی ارتباطات وجودی این افراد، زندگانیای است سراسر سلامتی، یعنی به گونهای که حقیقتا دوستداشتنی و مطلوب است و باعث رضایت و آرامش انسان میشود. (ایستاده در باد، ص384-385)
4) «لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ ... تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ»
تحیتشان روزی که به دیدار او رسند، سلام است؛
پس،
از طرفی، روزی که هنوز مومن به لقاء الله نرسیده، و لقاءالله را در وجود خویش درک و تثبیت نکرده است، هنوز به چنان سلامت و اطمینان و آرامشی نرسیده است؛ و این اضطراباتی که گاه در زندگی دنیا برای مومنان پیش میآید، نشان دارد که هنوز راهشان به نهایت نرسیده است.
و از طرف دیگر، از آنجا که آخرت باطن دنیاست، کسی که همچون انبیاء و اولیاء مراتب لقاء الله را پیموده باشند و در معراج خویش قدم در وادی «قاب قوسین او أدنی» (نجم/9) گذاشته باشند، در همین دنیا نیز در سلام و سلامتی محض بسر میبرند؛ و همواره با سلامت الهی تحنیت میشوند
شاید این باشد رمز صلوات خداوند و ملائکه بر چنین مومنانی؛ و شاید این است رمز اینکه پایانبخش نماز، ابتدا سلامی است به پیامبر خاتم و سپس سلامی به بندگان صالح خدا.
5) «تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ»
کسی که ذکر کثیر و تسبیح در صبح و شام داشت، از ظلمات به نور درمیآید و به حیاتی سراسر سلام میرسد؛
پس،
کسی که زندگانیاش بر اساس ذکر کثیر شکل نگرفته،
اولا پر از تیرگیها و تاریکیهاست؛
ثانیا حیاتی حقیقی نیست، و اگر هم حیات محسوب شود، زندگی ناسالم و بیمارگونه است. (ایستاده در باد، ص385)
6) «تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَريماً»
اگر آنها با سلامی الهی استقبال میشوند و به حیاتی طیبه میرسند (تدبر2، بندالف)، چه چیز دیگری میماند که بخواهد به عنوان اجر کریم بدانها داده شود؟!
الف. از آیات قرآن فهمیده میشود که برای مومنان علاوه بر تجلی حیاتشان در روز قیامت، که ثمره عملشان است، پاداش و کمال دیگری هم هست که فوق تصور و فوق انتظار آنان است (المیزان، ج10، ص43 و ج18، ص355)؛ مثلا:
آنها هرچه بخواهند (که خواستههای انسان بر اساس فهم خویش است) برایشان مهیاست، اما نزد خدا اضافهای هم هست: «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فيها وَ لَدَيْنا مَزيد» (ق/35)
آنان به ازای نیکوکاریشان نیکی دریافت میکنند، و اضافهای: «لِلَّذينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ» (یونس/26)
شاید این اجر کریم اشاره به همان اضافهای است که در تصور کسی نمیگنجد. (ایستاده در باد، ص386)
ب. ...
7) «وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَريماً»
پاداشهاى الهى، هم بزرگوارانه است، هم بزرگ و گرانقدر. (تفسیر نور، ج9، ص379)
توضیح
(در قرآن کریم 20 بار از عظمت و بزرگی اجر اخروی (18 بار تعبیر «أجر عظیم» و دو بار دیگر از تعابیر: «يُعْظِمْ لَهُ أَجْراً» طلاق/5؛ «هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً» مزمل/20) به کار رفته است؛ این آیه نشان میدهد که اجر خداوند نهتنها بزرگ است، بلکه بزرگوارانه و کریمانه هم هست.