📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ»
در دستگاه خدا پارتیبازی وجود ندارد:
اگر کسی زن پیامبر باشد (ویا هر گونه انتساب دیگری به پیامبر داشته باشد)، نهتنها گناه و خلاف او قابل چشمپوشی نیست؛ بلکه عذابش هم دوبرابر خواهد شد!
حکایت
ابوالخطاب یکی از اهل غلو بود که از جانب امامان شیعه طرد شد. وی یک روز نزد زید بن علی (فرزند معروف امام سجاد ع که بسیار مورد تایید امامان بود) آمد و زید به او گفت:
تقوا پیشه کن! من سراغ شما آمده بودم و دیدم پیروانت چه خیالات ناروایی [درباره جایگاهشان در بهشت] در سر دارند.
رسول الله ص جد ما بوده، آن مومنی که با او مهاجرت کرد، پدر ما بود، همسرش حضرت خدیجه، مادربزرگ ما بود و دخترش فاطمه زهرا س هم مادر ما. با این حال ما ادعای عصمت نمیکنیم؛ معصومان ما رسول الله و حضرت علی ع و امام حسن و امام حسین و فاطمه س بودند؛ اما بقیه ما، گاه گناه میکند، همان طور که سایر مردم گناه میکنند؛ و گاه کار نیکو بجا میآورد همانند سایر مردم؛ نیکوکار ما دو برابر پاداش دارد و گنهکار ما دوبرابر عذاب میشود، چرا که خداوند متعال میفرماید: «ای زنان پیامبر! هر کس از شما که به زشتکاری آشکاری مبادرت کند، برایش عذاب دوچندان اضافه شود.» آیا فکر می کنی که مردانمان مثل زنانمان نیستند؟! نه، ما اهل این خاندان هم همگی مامور به [اطاعت از] کتاب و سنت هستیم ...
تفسير فرات الكوفي، ص402؛ مجمع البيان، ج8، ص556۱
قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْعَبَّاسِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ [الْحَسَنُ] يَعْنِي ابْنَ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ جَمَّالٍ الطَّائِيُّ عَنْ أَبِي خَالِدٍ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ [ع] فَجَاءَهُ أَبُو الْخَطَّابِ [الْخَطَّابِيُ] قَالَ عَبْدُ اللَّهِ هُوَ الْخَطَّابُ يُكَلِّمُهُ فَقَالَ لَهُ زَيْدٌ اتَّقِ اللَّهَ فَإِنِّي قَدِمْتُ عَلَيْكُمْ وَ شِيعَتُكُمْ يَتَهَافَتُونَ فِي الْمُبَاهَاةِ [فَإِنَ] رَسُولَ اللَّهِ ص جَدُّنَا وَ الْمُؤْمِنُ الْمُهَاجِرُ مَعَهُ أَبُونَا وَ زَوْجَتُهُ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ جَدَّتُنَا وَ بِنْتُهُ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ أُمُّنَا فَمَنْ أَهْلُهُ إِلَّا مَنْ نَزَلَ بِمِثْلِ الَّذِي نَزَلْنَا فَاللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ مَنْ غَلَا فِينَا وَ وَضَعَنَا عَلَى غَيْرِ حَدِّنَا وَ قَالَ فِينَا مَا لَا نَقُولُ فِي أَنْفُسِنَا الْمَعْصُومُونَ مِنَّا خَمْسَةٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ فَاطِمَةُ ع وَ أَمَّا سَائِرُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَيُذْنِبُ كَمَا يُذْنِبُ النَّاسُ وَ يُحْسِنُ كَمَا يُحْسِنُ النَّاسُ لِلْمُحْسِنِ مِنَّا ضَعْفَيِ الْأَجْرِ وَ لِلْمُسِيءِ [لِلْمُسِيئِينَ] مِنَّا ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَالَ «يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ» أَ فَتَرَوْنَ أَنَّ رِجَالَنَا لَيْسَ مِثْلَ نِسَائِنَا إِلَّا أَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لَيْسَ يَخْلُو أَنْ يَكُونَ فِينَا مَأْمُورٌ عَلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ ... .۲
2) «يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ»
از آنجا که عذابهای اخروی بر اساس واقعیت است، نه قرارداد و اعتبار، دوبرابر شدن عذاب زنان پیامبر ص، نشان میدهد که روابط اجتماعی انسان، آثار حقیقی در وجود او دارد.
نکته فلسفی در تحلیل روابط اجتماعی
میدانیم که ثواب و عقابهای اخروی، یک امر حقیقی وجودی است؛ و اصطلاحاً تجسمِ اعمالِ خود فرد در دنیا میباشد. پس وقتی میفرماید عذاب (و در آیه بعدی، ثواب) همسران پیامبر دو برابر دیگران است، نشان میدهد عمل آنان، اثری که در واقعیت دارد (چه مثبت و چه منفی) که دو برابر دیگران اثر میگذارد؛ و چون این حکم را صرفا به «همسر پیامبر بودن» آنها مرتبط کرد، پس این دو برابر شدن اثر، به خاطر این ارتباط اجتماعی خاصی است که آنها دارند.
پس روابط اجتماعی و جایگاه اجتماعی انسانها تاثیر حقیقی در وجود آنها دارد؛ و بودن یا نبودن در جامعه، و نیز بودن در این یا آن جامعه، در مسیر رشد و تطور وجودی ما واقعا موثر است. (ایستاده در باد، ص254-255)
نقدی بر نگاه لیبرالیستی به زندگی اجتماعی
این سخن که «زندگی هر کس صرفاً به خودش مربوط میشود، و اجتماع تنها یک قرارداد موقت بین انسانهاست؛ و تا جایی که کسی برای دیگری مزاحمت [مادی] ایجاد نکند، کاری به کار همدیگر نباید داشت» دیدگاهی است که بر درک نادرستی از واقعیت زندگی اجتماعی انسان سوار شده است.
اگر صِرف روابط و جایگاه اجتماعی ما اثر حقیقی در وجود ما دارد، زندگی هرکس در جامعه فقط به خودش مربوط نمیشود؛ بلکه خواه ناخواه حتما بر زندگی دیگران تاثیر دارد؛ و بسیار خطاست که مزاحمت را صرفا مزاحمت فیزیکی قلمداد کنیم.
3) «يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ»
چرا تعبیر « مُبَيِّنَةٍ: آشکار» آورد؟ و آوردن این تعبیر حاوی چه نکتهای در فهم آیه است؟
الف. با اینکه استعمال کلمه «فاحشة» در مورد «زناکاری» بسیار شایع است، اما افزودن کلمه «مبینه: آشکار» نشان میدهد که مقصود قرآن، «زنا» نیست، زیرا زنا از گناهانی بوده که غالبا به صورت مخفیانه و غیرعلنی انجام میشده است (البحر المحیط، ج8، ص473)
ب. مقصود گناهی است که شناعت و قبح و زشتی آن کاملا آشکار است (المیزان، ج16، ص307) و چهبسا همین آشکار بودن که چون موجب شکستن حرمت پیامبر ص میشود، عامل مضاعف شدن عذاب گردیده است. (ایستاده در باد، ص256) یعنی با آوردن این تعبیر، می خواهد چرایی مضاعف شدن عذاب را توضیح دهد.
ج. شاید میخواهد اشاره کند به گناهی که آشکار شدنش چنان عمومیتی پیدا میکند که دیگر جای هیچ توجیهی باقی نمیگذارد؛ و شاید به همین جهت است که اگرچه در آیات دیگری (تحریم/3-4) از خیانت دو تن از زنان پیامبر (عایشه و حفصه) و افشای اسرار پیامبر ص و انحراف قلب دل آنان نیز سخن گفته شده (که میتواند مصداق واضحی از یک «فاحشه» و زشتکاری باشد)، اما در احادیثی که رسیده، عموماً این آیه را بر جریان جنگ جمل تطبیق کردهاند. (مثلا حدیث1 و2)
د. ...
4) «يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيراً»
میدانیم که این مطلب که برخی از کارها سخت یا آسان است، به تواناییهای مختلف اشخاص برمیگردد؛ و کسی که قدرت مطلق دارد، انجام کارهای مختلفی که ممکن است، برای او تفاوتی نمیکند. پس مقصود از «آسان بودن این کار برای خدا» چیست و چرا این تعبیر را آورد؟
الف. می خواهد تاکید کند که کرامتی که به خاطر همسری پیامبر ص بدانها داده شده [و حتی آنان را همچون مادر مومنان دانسته (احزاب/6) و در تاریخ بدینجهت آنان را ملقب به لقب «امالمومنین» کردهاند] به هیچ عنوان مانع از آن نمیشود که خداوند آنها را عذاب نکند، بلکه اتفاقا دوچندان هم عذاب میکند و هیچ مشکلی برایش ندارد (المیزان، ج16، ص307)
به تعبیر دیگر، میخواهد نشان دهد برای شماست که باورنکردنی و دور از ذهن است که چنان شخصی با چنان جایگاهی عذاب شود، اما این کار برای خدا هیچ دشواری ندارد.
ثمره اجتماعی_تاریخی
بر اثر تبلیغات دستگاه خلافت در چند قرن، حتی امروزه هم بسیاری از مسلمانان به خاطر جایگاه همسر پیامبر بودن، برایشان سخت است که حتی هیچ گونه انتقادی را متوجه آنان بدانند، چه رسد به اینکه قبول کنند خدا عذابی بیش از بقیه برای آنان آماده کرده است؛ و قرآن کریم با این آیه، [و سایر آیاتی که بر جهنمی بودن برخی از زنان پیامبران، مانند زن حضرت نوح و زن حضرت لوط تاکید کرده؛ تحریم/10] این ذهنیت را به چالش میکشد. (اقتباس از: ایستاده در باد، ص257)
ب. ...
5) «إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظيماً ... مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ»
روابط و جایگاه اجتماعی انسان، ظرفیت انسان را زیاد میکند؛ اما این افزایش ظرفیت، لزوما به نفع انسان تمام نمیشود؛ بلکه زمانی به نفع انسان است که انسان آن ظرفیت را در مسیر نیکوکاری پیش ببرد؛ وگرنه اگر آن ظرفیت را در مسیر زشتکاری پیش ببرد، همان افزایش ظرفیت موجب افزایش عذاب او خواهد شد.
6) « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ ... يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ ...»
در آیات قبل، خدا پیامبر ص را مخاطب قرار داد و به او فرمود که به زنانش چنان بگوید. در این آیه مستقیما خود آن زنان را مخاطب قرار داد. چرا؟
الف. برای تاکید بر تکلیف، تا مطلب برایشان کاملا قطعی قلمداد شود. (المیزان، ج16، ص307)
ب. شاید به خاطر برخورد نامناسبی که داشتند صلاحیت مخاطب خدا قرار گرفتن را از دست داده بودند، اما پس از اینکه اعلام کردند که خدا و رسول را ترجیح میدهند، شایسته مخاطب قرار گرفتن شدند؛ در عین حال، اولین مطلبی را که در این مخاطبه با آنها مد نظر قرار داد، تشدید عذاب است، که مبادا به خاطر این مخاطب قرار گرفتن، شأن خاصی برای خود قائل شوند.
ج. ...