📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
توجه تمامی نکات تدبری جلسه 8 به این آیه هم مرتبط میباشد؛ لذا مجددا تکرار نمیشود.
http://yekaye.ir/shuaraa-26-217/
1) «وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكيلاً»
چنانکه در نکات ترجمه توضیح داده شد توکل کردن به معنای این نیست که انسان کارش را انجام ندهد و انتظار داشته باشد خدا انجام دهد؛ بلکه «التوکل علی الله» یعنی انسان خود کاملا عهدهدار کار خویش بشود، اما برای رسیدن به نتیجه، تنها بر خدا اعتماد کند. (مطهری، گفتارهایی در اخلاق اسلامی، ص14-29) یعنی انسان کارش را انجام دهد، اما نتیجه را از خدا بخواهد؛ و قطعا وقتی انسان متوکل، نتیجه را از خدا بخواهد، خدا برای رسیدن به نتیجه کافی است.
ثمره اخلاقی- اجتماعی
کسی که بر خدا توکل کند، شکست برایش معنی ندارد؛ زیرا او فقط باید به وظیفه عمل کند و نتیجه برعهده خداست؛ و خدا شکستناپذیر است.
تاملی با خویش
اگر بعد از انجام برخی کارها به مقصودمان نمیرسیم و ناراحت میشویم،
یا واقعا کارمان برای خدا نبوده است؛ و برای نفس بوده؛ و چون نفس به دلخواهش نرسیده، ناراحت شدهایم؛
یا باورمان ضعیف است و قبول نداریم که نتیجه را باید برعهده خدا گذاشت و خدا شکستناپذیر است.
پس،
چهبسا همین شکستهای ظاهری، بهترین محرک برای بازبینی و تقویت باور دینی ما باشد؛ چنانکه امیرمومنان ع فرمود: «عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِم: خدا را از اینکه تصمیمهای قطعیام به هم خورد، شناختم» (نهجالبلاغه، حکمت250)
2) «كَفى بِاللَّهِ وَكيلاً»
اگر خدا کارگزار و وکیل شود، برای هر کاری کافی است؛ و نیاز به هیچکس دیگری نیست.
آیا واقعا این را باور داریم؟
یا هر وقت سراغ خدا میرویم گوشه چشممان به اسباب و علل و دیگران است؟
بیهوده نیست که خداوند متعال میفرماید: «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون» و اکثرشان ایمان نمیآورند مگر در حالی که شرک میورزند» (یوسف/106) یعنی ما به خدا ایمان داریم، اما نه ایمانی موحدانه، و او را بتنهایی کافی نمیدانیم!
3) « لا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ ... وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ... وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكيلاً»
با اینکه امر به توکل عام است، اما با توجه به سیاق آیات قبل، میتوان گفت منظور اصلی آن، این است که در اطاعت نکردن از کافران و منافقان و پیروی از وحی، بر خدا توکل کن؛ و این نشان میدهد که این کار چه اندازه دشوار بوده که خداوند به پیامبرش دستور توکل و واگذاری نتیجه به خدا را میدهد. (المیزان، ج16، ص274)
یعنی،
پيروى نكردن از كافران و منافقان و پيروى از وحى، مشكلاتى دارد كه راه مبارزه با آن توكّل به خدا است. (تفسیر نور، ج9، ص328)
ثمره اجتماعی
اطاعت نکردن از منطق کافران و منافقان، و ملتزم ماندن به پیروی از وحی، حتی برای پیامبر ص هم بسیار دشوار است؛ و نهتنها ایمان، بلکه توکل جدی هم میخواهد. این نشان میدهد منطق کافران و منافقان، با ظاهری دلچسب و جذاب خودنمایی میکند. پس، اگر در جامعه دینی دیدیم که بسیاری، به جای پیروی از منطق وحی، از منطق کافران و منافقان تبعیت میکنند، چندان متعجب نشویم!