📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها ... وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ ...»
اگرچه استفاده حلال از نعمتها، منافاتى با آخرت خواهى ندارد؛ اما دنياطلبى و آخرتطلبى با هم جمع نمىشود. (تفسیر نور، ج9، ص354)
یا به تعبیر دقیقتر،
اصل قرار دادن دنیاطلبی (ولو گاهی دنبال آخرت هم باشیم)، با اصل قرار دادن آخرتطلبی (ولو برای تامین نیازهای دنیا هم در حد لازم تلاش کنیم) با هم جمع نمیشود. (الميزان، ج16، ص306)
2) «إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها ... وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظيماً»
کسی که خدا و رسول و آخرت را میخواهد باید از دنیاطلبی و دنبال زینت آن بودن، صرف نظر کند، اما این صرف نظر کردن به ضررش نخواهد شد؛ چرا که همان خدایی که «متاع دنیا» را قلیل و اندک دانسته (نساء/77)، برای او «اجری عظیم» آماده کرده است.
به عبارت دیگر،
كسانى كه از دنياى قليل بگذرند، به اجر عظيم خواهند رسيد. (تفسیر نور، ج9، ص354)
3) «وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ»
خواستن و طلب کردن خدا و رسول و آخرت (توحید و نبوت و معاد) با هم دیگر تلازم دارند.
نمیشود کسی یکی را واقعا بخواهد اما دیگری را نخواهد؛
پس، دروغ میگوید کسی که:
الف. خود را خداجو میداند اما دغدغه اصلیاش دنیاست، نه آخرت.
ب. خود را خداجو میداند اما پیامبر ص و پیامهای او (= احکام شریعت)را جدی نمیگیرد.
ج. ادعای مسلمانی (خداخواهی و اذعان به نبوت) دارد اما همّ و غمّش دنیاست، نه آخرت.
د. ادعای مسلمانی دارد، اما هوای نفس را بر خدا و دستورات او ترجیح می دهد.
ه. ادعای خدادوستی دارد، اما دوستدار پیامبر ص یا اهل بیت او که خدا و پیامبر به دوستی آنان سفارش کردهاند، نیست. (حدیث1)
و. ...
4) «وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ ... أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ ...»
چرا بعد از اینکه فرمود «اگر خدا و رسولش و سرای آخرت را میخواهید» نفرمود «خدا برای شما اجری عظیم آماده کرده» و فرمود «برای نیکوکاران از شما اجر عظیمی آماده کرده است»؟
الف. همسر رسول الله بودن و آخرت را خواستن، به شرطی اجر عظیم دارد که با نیکوکاری و عمل صالح همراه باشد. (المیزان، ج16، ص306)
به تعبیر دیگر، «همسر پیامبر ص بودن کمال نیست، نیکوکار بودن لازم است. (تفسیر نور، ج9، ص354)
ثمره در تحلیل اجتماعی
1. صرف انتساب و نسبت داشتن با برترین اولیای خدا، ثمرهای برای انسان ندارد؛ مهم، عملِ خود انسان است.
2. اگر همسر پیامبر ص هم گناهکار شود، جایگاه اخروی مطلوبی نخواهد داشت؛ و دیگر آن رابطه همسری با پیامبر به درد او نمیخورد.
3. ...
ب. نشان دهنده این است که اجر عظیم، در اصل ناشی از نیکوکاری است، نه چیز دیگر؛ و در عین حال نشان میدهد که اگر کسی واقعا خدا و رسولش و آخرت را بخواهد حتما اهل احسان و عمل صالح خواهد بود. (البحر المحيط، ج8، ص473)۱
ثمره در تحلیل اجتماعی
1. خداخواهی، محبت پیامبر، و آخرتخواهی، صرفا به زبان و ادعا نیست. کسی در این ادعا صادق است که اهل عمل صالح باشد.
2. ...
ج. همه همسران پیامبر ص یکسان نبودند. (تفسیر نور، ج9، ص354) (چون فرمود: نیکوکارانِ از [بین] شما)
و معیار ترجیح آنها هم ادامه دادن تقوا و عمل صالح آنهاست، نه شهرتی که دستگاه تبلیغاتی اموی برای برخی از آنها به ارمغان آورد
د. قناعت و زهد و سادهزیستى [حتی اگر با ادعای خداطلبی و پیامبر دوستی و آخرتطلبی همراه شود] به تنهايى عامل نجات نيست، عمل نيك هم لازم است. (تفسیر نور، ج9، ص354)
ه. ...۲
5) «إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها ... وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ ...»
چرا در این آیه [و نیز آیه قبل] نفرمود: «إِنْ تُرِدْنَ: اگر میخواهید» بلکه فرمود: « إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ: اگر روالتان چنین است که میخواهید»
الف. برای اینکه انسان دنیاطلب یا آخرتطلب قلمداد شود، صرفا اینکه گاه به دنیا یا آخرت را بخواهد کافی نیست. زمانی دنیاطلب یا آخرتطلب شمرده میشود که این روال و سبک زندگیاش قرار بگیرد. در واقع، بحث فقط بر سر دو گونه خواستن و طلب کردن نیست؛ بلکه بحث بر سر دو سبک زندگی است.
ب. ...
6) «قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها ... أُسَرِّحْكُنَّ ... وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ ... رَسُولَهُ .. فَإِنَّ ... لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ ...»
پیامبر اکرم ص زنانش را با قاطعیت به زهد و سادهزیستی دعوت میکند، و با آنها شرط مینماید که بین زندگی با او، ویا دنیاگرایی و تجملگرایی یکی را انتخاب کنند. سپس از آنها میخواهد که اگر خداجو و آخرتطلب هستند و میخواهند همسرش ایشان بمانند، باید اهل نیکوکاری و عمل صالح هم باشند.
آنگاه چه نادان یا مغرضاند کسانی که تعدد ازدواجهای حضرت را – که غیر از حضرت خدیجه، همگی بعد از 50 سالگی ایشان، و هریک به خاطر یک مصلحت اجتماعی یا سیاسی بوده – ناشی از هوسبازی ایشان معرفی میکنند!!
آیا کسی که هوسباز است، این همه قید و شرط اخلاقی برای همسرش میگذارد؟!
انشاءالله درباره این تهمتِ بشدت ناجوانمردانه، در ضمن آیات بعدی توضیحات بیشتری ارائه خواهد شد.
7) « إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها ... أُسَرِّحْكُنَّ ... وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ ... رَسُولَهُ ...»
در این دو آیه پیامبر ص به دستور خداوند زنانش را مخیر کرد بین ماندن با او یا جدا شدن. ظاهرا اگر آنها جدا شدن را انتخاب میکردند یا همان برای طلاقشان کافی بود یا اینکه به معنای این بود که پیامبر رسماً آنان را طلاق دهد.
درباره اینکه آیا این تخییر برای دیگران هم جاری میشود و اگر میشود چگونه است (یعنی اگر مردی زنش را مخیر کند بین ماندن و جدایی، و زن هم جدا شدن را انتخاب کند، آیا این طلاق محسوب میشود؛یا حتما طلاق با تشریفات مربوطهاش [مثلا حکمیت، شاهد عادل و ...] لازم است، و اگر طلاق باشد، اصلا امکان رجوع هست یا نه) بین علمای مذاهب مختلف اختلافنظر است:
امامان شیعه این را مخصوص پیامبر دانستهاند۳،
شافعیها میگویند مرد هم باید نیت طلاق کند تا طلاق محسوب شود،۴
حنفیها میگویند یک طلاق محسوب میشود (یعنی شبیه اجرای صیغه طلاق است که رجوع در آن ممکن است)، و
مالکی ها میگویند اگر باقی ماندن را برگزیند، باز یک طلاق محسوب میشود! اما اگر جدایی را انتخاب کند سهطلاقه محسوب میشود (که دیگر تا ابد امکان رجوع ندارد مگر اینکه با کس دیگری ازدواج کند و طلاق داده شود تا بتواند مجدد با او ازدواج کند)! (مجمع البيان، ج8، ص555)۵