1) امیرالمومنین ع وقتی در جنگ صفین مردم ایشان را مجبور به صلح کردند، فرمود:
همانا اين مردم [اصحاب معاویه] چنين نيستند كه بسوى حق بازگشت كنند، و چنين نيستند كه به سخن يكسان ميان همگان [يعنى ايمان به خدا و رسول] تن دهند، تا اينكه مورد هجوم قرار گیرند با لشکرها و در پی آن سپاهها؛
و تا اینکه هجوم برند بر آنها سواران و در پی آن سوارهنظامها؛
و تا اینکه خمیس (لشكر عظیمی كه پنج سمت آنان يعنى جلو و دنبال و راست و چپ و قلبشان منظم و آراسته است) در پی خمیس به شهرهايشان كشيده شود؛
و تا اينكه اسبها با سم خود زمينهاى پیرامونشان و دور تا دور مراتعشان را سخت بكوبند، و از هر سو ايشان را بر آنها یورش آرند؛
و تا اینکه مردمانى صدیق و صبور به سراغشان روند، چنان مردمانی که به هلاکت رساندنِ هر یک از آن هلاکشدگان، و به شهادت رسیدن هریک از شهیدانشان در راه خدا، جز طاعت خدا و حرص بر ديدار خداوند را در آنان نيفزايد.
و به خدا سوگند ما با پيغمبر (ص) (در جنگها) بوديم و با پدران و فرزندان و برادرانمان و عموهايمان میجنگیدیم، و این نمیافزود بر ما جز ايمان و تسليم، و ثبات قدم بر دردهای سوزان، و جدیت در پيكار با دشمنان، و بتنهائى رفتن در برابر هماوردان؛
و گاه تنی از ما با تنی از دشمن همچون دو گاو نر شاخهایشان در هم فرو میرفت تا کدامیک جام مرگ را به ديگرى بنوشاند، و از شربت مرگ سيرابش نمايد؛ گاه نصرت از آن ما بود، و گاه دشمن گوى پيروزى را مىربود.
چون خداوند و صدق ما را دید، دشمن ما را خوار ساخت، و پيروزى را بهره ما ساخت.
و به جانم سوگند، اگر ما همان میکردیم که شما میکنید، نه دین پابرجا میشد و نه اسلام عزتی مییافت؛
و به خدا سوگند، از پستان آن، خون تازه خواهيد دوشيد، پس آنچه ميگويم بخاطر بسپاريد.
وقعة صفين، ص521؛ الإرشاد، ج1، ص268؛ نهج البلاغة، خطبه۱56؛ كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج2، ص697، ح15۲
نَصْرُ عَنْ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الشَّعْبِيِّ: أَنَّ عَلِيّاً قَالَ يَوْمَ صِفِّينَ حِينَ أَقَرَّ النَّاسُ بِالصُّلْحِ:
إِنْ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ لَمْ يَكُونُوا لِيَفِيئُوا إِلَى الْحَقِّ وَ لَا لِيُجِيبُوا إِلَى كَلِمَةِ السَّوَاءِ حَتَّى يُرْمَوْا بِالْمَنَاسِرِ تَتْبَعُهَا الْعَسَاكِرُ وَ حَتَّى يُرْجَمُوا بِالْكَتَائِبِ تَقْفُوهَا الْجَلَائِبُ وَ حَتَّى يَجُرَّ بِبِلَادِهِمُ الْخَمِيسُ يَتْلُوهُ الْخَمِيسُ وَ حَتَّى يَدَعُوا الْخَيْلَ فِي نَوَاحِي أَرْضِهِمْ وَ بِأَحْنَاءِ مَسَارِبِهِمْ وَ مَسَارِحِهِمْ وَ حَتَّى تُشَنَّ عَلَيْهِمُ الْغَارَاتُ مِنْ كُلِّ فَجٍّ وَ حَتَّى يَلْقَاهُمْ قَوْمٌ صُدُقٌ صُبُرٌ لَا يَزِيدُهُمْ هَلَاكُ مَنْ هَلَكَ مِنْ قَتْلَاهُمْ وَ مَوْتَاهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ إِلَّا جِدّاً فِي طَاعَةِ اللَّهِ وَ حِرْصاً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ وَ لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص نَقْتُلَ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ إِلَّا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً وَ مُضِيّاً عَلَى أَمَضِّ الْأَلَمِ وَ جِدّاً عَلَى جِهَادِ الْعَدُوِّ وَ الِاسْتِقْلَالِ بِمُبَارَزَةِ الْأَقْرَانِ وَ لَقَدْ كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَ الْآخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا يَتَصَاوَلَانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَيْنِ يَتَخَالَسَانِ أَنْفُسَهُمَا أَيُّهُمَا يَسْقِي صَاحِبَهُ كَأْسَ الْمَنُونِ فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا فَلَمَّا رَآنَا اللَّهُ صُبُراً صُدُقاً أَنْزَلَ اللَّهُ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَ وَ لَعَمْرِي لَوْ كُنَّا نَأْتِي مِثْلَ الَّذِينَ أَتَيْتُمْ مَا قَامَ الدِّينُ وَ لَا عَزَّ الْإِسْلَامُ وَ ايْمُ اللَّهِ لَتَحْلُبُنَّهَا دَماً فَاحْفَظُوا مَا أَقُولُ لَكُمْ.
2) از امیرالمومنین ع روایت شده که در جنگ صفین میفرمودند:
بجنگید با باقیمانده احزاب و اولیای شیطان!
بجنگید با کسی که میگوید «خدا و رسولش دروغ گفتند [وعده دروغ دادند]» در حالی که ما میگوییم «خدا و رسولش راست گفتند»، سپس آنها غیر از آنچه در ضمیر خود دارند ابراز میکنند و میگویند «خدا و رسولش راست گفتند.»
دعائم الإسلام، ج1، ص390
وَ رُوِّينَا عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ يَوْمَ صِفِّينَ:
اقْتُلُوا بَقِيَّةَ الْأَحْزَابِ وَ أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ!
اقْتُلُوا مَنْ يَقُولُ كَذَبَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَقُولُ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ يُظْهِرُونَ غَيْرَ مَا يُضْمِرُونَ وَ يَقُولُونَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُه.
3) روایت شده است که چون ابنملجم ملعون آن ضربت را زد، زمین بر خود لرزید و دریا و آسمان خروشید و ... و چون مردم فریاد ایشان را شنیدند هر که در مسجد کوفه بود به سوی ایشان هجوم برد و هرکس به سویی میدوید و نمیدانستند از شدت صدمه و سراسیمگیای که بدانها دست داده بود، چه کنند.
سپس دور امیرالمومنین ع جمع شدند در حالی که سرش را با پارچهای بسته بود و خون بر صورت و محاسنش سرازیر بود و محاسنش غرق خون بود و میگفت: این همان است که خدا و رسولش وعده دادند، و خدا و رسولش راست گفتند.
بحار الأنوار، ج42، ص282؛ منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة، ج5، ص151
إِنَّهُ لَمَّا ضَرَبَهُ الْمَلْعُونُ ارْتَجَّتِ الْأَرْضُ وَ مَاجَتِ الْبِحَارُ وَ السَّمَاوَاتِ وَ اصْطَفَقَتْ أَبْوَابُ الْجَامِعِ ... فَلَمَّا سَمِعَ النَّاسُ الضَّجَّةَ ثَارَ إِلَيْهِ كُلُّ مَنْ كَانَ فِي الْمَسْجِدِ وَ صَارُوا يَدُورُونَ وَ لَا يَدْرُونَ أَيْنَ يَذْهَبُونَ مِنْ شِدَّةِ الصَّدْمَةِ وَ الدَّهْشَةِ ثُمَّ أَحَاطُوا بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ هُوَ يَشُدُّ رَأْسَهُ بِمِئْزَرِهِ وَ الدَّمُ يَجْرِي عَلَى وَجْهِهِ وَ لِحْيَتِهِ وَ قَدْ خُضِبَتْ بِدِمَائِهِ وَ هُوَ يَقُولُ هَذَا مَا وَعَدَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُه.۳