📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «يَحْسَبُونَ الْأَحْزابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَ إِنْ يَأْتِ الْأَحْزابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بادُونَ فِي الْأَعْرابِ يَسْئَلُونَ عَنْ أَنْبائِكُمْ وَ لَوْ كانُوا فيكُمْ ما قاتَلُوا إِلاَّ قَليلاً»
در آیه16 مبنای عقیدتی آنها (جدی نگرفتن مساله مرگ) را مورد توجه قرار داد، در آیه17 به شیوه و سلوک رفتاری آنها پرداخت و در این آیه به سراغ این رفته است که دلبستگی به زندگی و ترس از مرگ چگونه مدل محاسباتی آنها را دچار اختلال کرده و چه خیالاتی که در جان و روح آنها رقم می زند.
قبلا اشاره شد که این احزاب با باد و طوفانی که رخ داد، فرار را بر قرار ترجیح دادند.
اما این منافقان و بیماردلان چنان دشمن را قوی و شکستناپذیر میدانند که باورشان نمیشود که احزابی که علیه اسلام جمع شده بودند، بروند؛
و اگر هم باز هم پای سختیها به میان بیاید (دوباره این احزاب برگردند)، ترجیح میدهند که در میان بادیهنشینان جاهلی زندگی کنند و از دور از حال و روز شما جویا شوند تا اینکه در کنار شما در جامعه اسلامی و در نبرد با دشمن حضور داشته باشند؛
و قرآن هم در ادامه تاکید میکند که به اینها دل نبندید، چون اگر هم بمانند و پای نبردی به میان آید، مشارکتشان بسیار اندک خواهد بود.
2) «يَحْسَبُونَ الْأَحْزابَ لَمْ يَذْهَبُوا»
در نکات ترجمه اشاره شد که این عبارت را میتوان استینافی (= بیان مطلبی جدید) دانست و یا جمله حلیه (بیان حال و روز آنهایی که در آیه قبل دربارهشان سخن گفته شد.)
اگر حالیه باشد، میخواهد بفرماید اگر آن گونه موضعگیریهای ناروا را از آنها میبینید (مانعتراشیها، ترسهایی که گویی میخواهند قالب تهی کنند و ...) این در حالی است که گمان میکنند احزاب نرفتهاند؛ یعنی ترس از حضور دشمن است که آنها را به این کارها کشانده است)
و اگر استینافیه باشد، قرآن کریم میخواهد به وجود یک مدل محاسباتی ناروا در منافقان اشاره کند. که این مطلبی است که قبلا بارها بیان شد که قرآن اساساً درصدد است مدلهای محاسباتی ناروای ما را برملا سازد. (توضیح در تدبر3)
3) «أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ ... أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا ... ؛ يَحْسَبُونَ الْأَحْزابَ لَمْ يَذْهَبُوا ... يَوَدُّوا»
بعد از اینکه در آیه قبل، درباره برخی خصلتهای روانشناختی آنها (زیادهخواه و خودخواه بودن، جلسه438، تدبر3) اشاره کرد، و از ایمان واقعی نداشتن آنها سخن گفت، در این آیه سراغ این میرود که محاسبات آنها بر اساس واقعیت نیست (چرا که احزاب میدان را ترک کردهاند اما آنها بر این اساس حساب و کتاب میکنند که احزاب نرفتهاند) و باز از آرزوهای واهی آنان سخن میگوید.
شاید میخواهد بفرماید این «روحیه منفعتطلبی شدید» (أشحّة)، و آن «بیم» (الخوف) و «امید»های واهی (یودّوا)، مدل محاسباتی انسان را دچار اختلال میکند تا حدی که واقعیت را نمیبیند.
نکته تخصصی انسانشناسی و جامعهشناسی معرفت
در میان مکاتب جامعهشناسی، برساختگرایان معتقدند همه آنچه واقعیت قلمداد میکنیم برساختة ذهنی و فرهنگیِ خودمان است؛ و بویژه در دوران جدید، این رسانهها هستند که واقعیت را آن گونه که دلشان میخواهد در ذهن و ضمیر مخاطب القا میکنند.
در عین حال که این سخن به کلیتش نارواست، اما در خصوص بسیاری از انسانها صادق است. اغلب انسانها بیش از آنکه بکوشند بر اساس واقعیات پیرامونی تصمیم بگیرند، بر اساس حدس و گمانهایی رفتار میکنند که بیشتر متکی به آرزوها و دلخواههایشان است، تا شواهد عینی.
آیا میتوان از این فضای برساختی بیرون آمد؟
شاید هدف از آخرین مطلبی که در آیه قبل درباره اینها گفته شد (که آنها ایمان واقعی ندارند)؛ این است که راهکاری برای خروج از برساختگرایی مطلق نشان میدهد:
اگر دریابیم که حقیقت مطلقی به نام خدا هست و این را در مدل محاسباتی خود جدی بگیریم (ایمان)، آنگاه «روحیه منفعتطلبی»، و نیز «بیم» و «امید»های واهی نمیتوانند ما را از توجه به واقعیات عینی باز دارند؛
و اینجاست که شاید بتوان گفت اسلام به ما نشان میدهد که «آرمانگرایی» معتبر - چون آرمان خود را حقیقت مطلق قرار داده - نهتنها نافی «واقعبینی» نیست، بلکه تنها امری است که میتواند پشتوانه آن قرار گیرد و مانع شود که منفعتطلبیها، و بیم و امیدهای واهی، در تحلیل واقعبینانه ما مداخله کند.
4) «إِنْ يَأْتِ الْأَحْزابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بادُونَ فِي الْأَعْرابِ يَسْئَلُونَ عَنْ أَنْبائِكُمْ»
قبلا در بحث از آیه97 سوره نساء (جلسه181، تدبر1 http://yekaye.ir/an-nisa-004-097/ ) بیان شد که انسانی که در بلاد کفر زندگی میکند که نمیتواند دینش را حفظ کند واجب است از آنجا هجرت نماید.۱ در مقابل آن چیزی مطرح شده به نام «تعرب بعد از هجرت» یعنی سختیها و مشکلات حضور در جامعه دینی چنان بر فرد فشار بیاورد، که زندگی در این جامعه را رها کرده، به جامعه کفر هجرت کند؛ که این از گناهان کبیره شمرده شده است. (حدیث2)
شاید بتوان یکی از دلایل حرمت این اقدام را این آیه دانست، چرا که بوضوح این روحیه را روحیه منافقان و بیماردلانی که واقعا ایمان نیاوردهاند دانست.
5) «إِنْ يَأْتِ الْأَحْزابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بادُونَ فِي الْأَعْرابِ يَسْئَلُونَ عَنْ أَنْبائِكُمْ»
در حالی که میفرماید که آنها آرزو دارند که هنگام وقوع سختیها به دور از شما و در میان اعراب بادیهنشین باشند، اما در ادامه میگوید «از آنجا پیگیر اخبار شما شوند».
چرا پیگیرند؟
الف. از این تعبیر اخیر معلوم میشود که اوضاع و احوال مسلمانان برای آنها چندان هم بیاهمیت نبوده، به دنبال کسب خبر از اوضاع هستند، ولی روحیه محافظهکارانه آنها و طرز فکر و نگاهشان به زندگی، اجازه نمیدهد که به طور جدی وارد کارزار شوند. (ایستاده در باد، ص212)
ب. شاید میخواهد اشاره کند که بالاخره آنها دلبستگیهایی در این جامعه دارند، خواه از جنس دلبستگی به زمین و وطن (که این بیشتر در مورد منافقان از انصار (اهل مدینه) صادق است) و خواه دلبستگی از جنس اینکه از باب طمع اسلام آورده بودند،که این بیشتر در مورد منافقان از مهاجران (اهل مکه) صادق است
(در جلسه408، حدیث3 http://yekaye.ir/al-ankaboot-29-11/ اشاره شد که اسلام عدهای از مسلمانان که در مکه اسلام آوردند بدین خاطر بود که از علمای یهود شنیده بودند که این دین گسترش پیدا خواهد کرد و مسلمان شدند که وقتی بعدها اوضاع سر و سامان گرفت، در این حکومت سهمی داشته باشند.)
ج. ...
6) «وَ لَوْ كانُوا فيكُمْ ما قاتَلُوا إِلاَّ قَليلاً»
منظور از اینکه جز اندکی مبارزه نمی کردند چیست؟
الف. فقط در حدی در معرکه حضور پیدا میکردند که مردم خیال کنند آنها هم همراهند (مجمع البيان، ج8، ص547)
ب. مبارزهشان فقط از باب ریاکاری بوده است، چرا که کاری که برای خدا باشد هیچگاه کم نیست (جبائی و مقاتل، به نقل مجمع البيان، ج8، ص547)
نکته تخصصی دینشناسی
در اسلام معیار کم و زیاد بودن، نه کمیت عمل، بلکه کیفیت عمل است؛ چنانکه امیرالمومنین ع، با اشارهای به آیه (إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين: خداوند تنا از متقین قبول میکند؛ مائده/27) فرمودند: «لَا يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّل: هیچ عملی که توام با تقوی باشد اندک نیست؛ و چگونه اندک باشد در حالی که مقبول درگاه الهی است» (نهجالبلاغه، حکمت95)
انشاءالله در آیه 41 همین سوره بیشتر در این زمینه تامل خواهد شد.
ج. ...