📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»
با اینکه این دستور «از آنچه به تو وحی میشود، پیروی کن» دستوری عام است، اما با توجه به آیات گذشته، به نظر میرسد تاکیدی است در قبال آنچه کافران و منافقان از او میخواهند (المیزان، ج16، ص274) یعنی از آنها اطاعت نکن، بلکه از وحی الهی تبعیت کن.
این تعبیر مویدی است بر اطاعت کردن از کافر و منافق، به معنای آن است که: به جای پیروی از منطق وحیانی (کبراهای برگرفته از وحی) منطق استدلال منقطع از وحی را مبنای عمل قرار دهیم. (توضیح در جلسه420، تدبر4)
2) «وَ اتَّبِعْ ... إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً»
اینکه بعد از اینکه هشدار به پیامبر ص - که: اطاعت آنها را مکن و از وحی تبعیت کن – ، تعبیر جمع به کار برد و فرمود «خداوند بدانچه انجام میدهید آگاه است» و نفرمود: «بدانچه انجام میدهی» شاهدی است بر مطلب جلسه420، حدیث1 و تدبر1، که منظور از این امر و نهیای که خطاب به پیامبر ص شده، عموم مسلمانان است، نه خود پیامبر. (أمالي المرتضى، ج2، ص80)
3) «وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً»
اگرچه اقتضای آیات قبل این است که آیه را خطاب به پیامبر ص بدانیم، اما با توجه به اینکه:
اولا هر آیهای بتنهایی نیز معنی دارد (استفاده از یک لفظ در چند معنا ممکن است؛ و صحت یک معنا به منزله بطلان معانی دیگر نیست)؛ و
ثانیا به ما دستور داده شده که هنگام خواندن قرآن، خود را مخاطب آیات ببینید؛
آنگاه شاید بتوان از این آیه استنباط کرد که:
اگر توانستی دلت را واقعا پاک نگهداری و اجازه دهی که نور خدا در آن بتابد (حدیث1) خداوند مستقیما راه رشد را به تو وحی و الهام میکند (حدیث2)؛ آنگاه از آنچه از جانب خداوند به دلت الهام میشود تبعیت کن، هرچند دیگران آن را نپذیرند. البته به شرط اینکه واقعا مطمئن باشی که آن الهام، «من ربک» بوده است نه «من الشیاطین»!
توضیح تخصصی انسانشناسی
با توضیح فوق، مضمون این آیه شبیه کلام منسوب به پیامبر اکرم ص میشود که «استَفتِ قلبَك و لو أفتوك: از دلت فتوا بگیر هرچند دیگران فتوای دیگری بدهند» (روضةالمتقین، ج8، ص368).
اما نکتهای که باید بدان توجه ویژهای داشت وجود عبارت «من ربک» است؛ یعنی باید مطمئن باشی که این الهام واقعا الهام پروردگارت است نه الهامی شیطانی؛ چرا که همان گونه که خداوند با فرشتگان خود در دل اولیای خود وحی و الهام میفرستد؛ شیاطین هم به اولیای خود وحی میکنند (وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُم؛ انعام/121).
اما از کجا بفهمیم که آنچه در دل ما خطور کرده الهامی رحمانی است یا شیطانی؟
اولا باید ببینیم واقعا در مسیر طاعت خدا تمام تلاشمان را کردهایم یا خیر (حدیث4). اگر چنین بودهایم آنگاه اگر خدا مطلبی به ما بفرستد حتما راهی نشان میدهد که از آن مطمئن شویم (حدیث3) حداقلش این است که آن مطلب همراه با یقین و بدون هیچگونه تردید خواهد بود، نه مطلبی که با اندک تردیدی دچار تزلزل شود (جلسه قبل، حدیث2)
این نکته از ادامه آیه هم فهمیده میشود: زیرا نهتنها با تعبیر «من ربک» بر نکات فوق اشاره کرد؛ بلکه در ادامهاش تاکید کرد که «خداوند همواره بدانچه انجام میدهید آگاه است.»
به طور خلاصه،
اگر کسی ادعای الهام و کشف و شهود کرد، اما ذرهای از اخلاقیات فطری و تعالیم شریعت الهی فاصله گرفت، قطعا آنچه به وی داده شده، الهامی الهی نبوده است؛ و به یاد داشته باشیم که نه فقط اولیای خدا، بلکه شیطان و اولیایش هم توان انجام برخی کارهای نامتعارف را دارند؛ و صرف توان انجام چنین کارهایی دلالت بر حقانیت شخص نیست.