📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَريقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُريدُونَ إِلاَّ فِراراً»
این آیه و آیه قبل، دو مطلبی است که منافقان و بیماردلان مطرح کردند. با اینکه هم جمله قبل و هم جملات این آیه از جانب فرد یا افراد خاصی – و نه از جانب همه آنها – مطرح شده بود، در آیه قبل، این مطلب را که «خدا و پیامبرش جز فریب وعدهای ندادند»از قول همه آنان مطرح کردند؛ اما در این آیه با تعبیر «طائفة منهم ... فریق منهم»، این مطالب را از قول برخی و برخی مطرح کرد.
شاید بتوان نتیجه گرفت که آن آیه قبل، منطق عمومی منافقان و بیماردلان بوده، که ثمره آن منطق، در این تحلیلهای مختلف بروز پیدا کرده است.
به نظر میآید دو جمله این آیه نیز دو محور کلان تحلیلها را نشان میدهد:
تحلیل عدهای از منافقان، ناظر به این است که:
« در مقابل قدرت و اجماع آنها، ما جایی نداریم و کاری از پیش نمیبریم، پس از موضعمان برگردیم» (ای اهل یثرب! دیگر [اینجا] جای شما نیست، برگردید)
و تحلیل عدهای دیگر، ناظر به این است که:
«خودمان مشکلات داریم، و آن مشکلات اولویت دارد به مشکلات ناشی از قبول اسلام و آرمانهای اسلامی» (بدرستی که خانههای ما بیحفاظ است)
تاملی با خویش
آیا این جملات به گوش شما آشنا نیست؟
2) «وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَريقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ»
درباره اینکه این جمله «ای اهل یثرب! دیگر [اینجا] جای شما نیست، برگردید» گفته کیست، نظران زیر مطرح شده است:
الف. عبدالله بن اُبَیّ و اصحابش (نظر سدی، به نقل از مجمع البيان، ج8، ص545)
ب. منافقان طائفه بنیسالم (نظر مقاتل، به نقل از مجمع البيان، ج8، ص545)
ج. أوس بن قبطي و همفکرانش (نظر يزيد بن رومان، به نقل از مجمع البيان، ج8، ص545)
اما در مورد جمله دوم (کسانی که اجازه میگرفتند و میگفتند که خانههای ما بیحفاظ است)، صرفاً مطرح شده که اینها طائفههای بنیحارثه و بنیسلمه بوده است. (مجمع البيان، ج8، ص545)
3) «وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا»
با اینکه اسم یثرب با آمدن پیامبر ص به این شهر به «مدینةالنبی» تغییر کرده بود، چرا این منافقان از کلمه «یثرب» استفاده کردند. (خصوصا که خود قرآن هم در تمامی موارد دیگر از اسم «مدینه» استفاده کرده است؛ توضیح در نکات ترجمه)
الف. زنده کردن احساسات و شعارهای غیردینی در میان مسلمانان، یعنی چون دینداریشان سطحی است و اصیل نیست، نگاهشان به آب و خاک، هنوز بر پایههای قدیمی استوار است و اکنون فرصتی فراهم آمده تا این نگرشهای غیرمتکی به دین را دوباره زنده کنند. (ایستاده در باد، ص186)
ب. ایجاد اختلاف بین مهاجرین و انصار: این سخن هم نوعی سرزنش و شماتت انصار را دارد و هم نوعی تحقیر و اتهام به مهاجرین؛ گویی اگر مهاجرین راه مدینه را در پیش نمیگرفتند یا اگر انصار از پذیرفتن مهاجرین ابا میکردند، و همان وضعیت «یثرب» قبل از اسلام برقرار بود، امروز به چنین مصیبتی مبتلا نمیشدیم. (ایستاده در باد، ص186)
ج. چون منافقان سعى دارند مؤمنان را از فرهنگ دينى، حتّى در نامگذارى و اسامى، دور كنند. (تفسير نور، ج9، ص338)
د. وقتی میخواهند در مقابل پیامبر کارشکنی کنند، نیازمند ایناند تکیهگاهی برای مقبول جلوه دادن سخن خود بتراشند لذا با این تعبیر دغدغههای قومیتی و ناسیونالیستی را در مقابل دغدغه دینی زنده میکنند.
ه. ...
4) «يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا»
منظور از تعبیر «لا مقامَ لَكُمْ: جای شما نیست، برگردید» چیست؟
الف. دیگر اینجا (میدان کارزار) جای شما نیست؛ از جنگ فرار کنید و به خانههایتان در مدینه برگردید و جانتان را نجات دهید. (مجمع البيان، ج8، ص545؛ أنوار التنزيل (بیضاوی)، ج4، ص227؛ المیزان، ج16، ص286)
ب. دیگر جای باقی ماندن بر دین حضرت محمد ص نیست، به شرک برگردید و تسلیم مشرکان شوید تا سالم بمانید. (أنوار التنزيل، ج4، ص227)
ج. دیگر جای ماندن در مدینه نیست، به کفار پناهنده شوید تا به شما اجازه دهند که در مدینه بمانید. (أنوار التنزيل، ج4، ص227)
د. ...
نکته تخصصی انسانشناسی
خداوند انسان را که آفرید او را در بهشت «سکنی» داد (يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّة؛ بقره/35؛ اعراف/19)
وقتی هم انسان را به زمین فرستاد به او فرمود که «لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ: شما را در زمین قرارگاهی هست» (بقره/36؛ اعراف/24)
یکی از ابعاد مهم بهشت و جهنم هم همین قرارگاه و جایگاهی است که انسان دارد «ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً» یا «حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً» (دخان/66 و76).
در واقع یکی از نیازهای اصلی انسان این است که جایی برای قرار و ماندن داشته باشد (نیاز به مسکن) که این را قرآن کریم هم در وضعیت قبل از دنیا، هم در دنیا، و هم بعد از دنیای انسان مطرح کرده است؛
و منافقان برای برانگیختن احساسات مردم علیه دین، دقیقا روی همین نیاز سرمایهگذاری کردند که دیگر «جایی برای ماندن ندارید»
5) «يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ»
مقصود از اینکه میگفتند خانههای ما «عورة: برهنه، بیحفاظ» است، چیست؟
الف. یعنی حصار محکمی ندارد و بسادگی میتوانند در آن وارد شوند (ابن عباس و مجاهد، نقل از مجمع البيان، ج8، ص545)
ب. یعنی خانههای ما خالی از مردان شده و میترسیم دزد به سراغش برود (حسن بصری، نقل از مجمع البيان، ج8، ص545)
ج. یعنی خانههای ما در سمتی است که دشمن میآید و ما نگران خانوادههایمان هستیم (قتادة، نقل از مجمع البيان، ج8، ص545)
د. ...
6) «يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُريدُونَ إِلاَّ فِراراً»
منافق، ترسو و بهانهگير است؛ به خاطر نداشتن شهامت، به جاى موضعگيرى صريح، بهانهجویى مىكند. (تفسیر نور، ج9، ص338)