📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً»
در امتحانهای سخت الهی است که تزلزلها و نقطهضعفهای مومنان – چه رسد به سایر انسانها- آشکار میشود. (ایستاده در باد، ص178)
نکته تخصصی انسانشناسی و اخلاقی
اگر برای پیمودن مسیر کمال لازم است که نقطهضعفهایمان را بشناسیم و بر آنها غلبه کنیم، پس ابتلائات دشواری که این تزلزلهای وجودیمان را نمایان میسازند، مصداق رحمت خدایند، نه عذاب وی.
تصحیح یک نقل تاریخی
عبارتی به عنوان حدیث در سخنان معاصران۱ رایج شده که «المومن كالجبل الراسخ لا تحرّكه العواصف: مومن مانند کوهی استوار است که هیچ تندبادی تکانش نمیدهد.» این مضمون با آیه فوق ناسازگار است و در تفحصی که در کتب حدیثی مختلف انجام شد، چنین حدیثی یافت نشد. بله، در نهجالبلاغه (خطبه37) حضرت امیر در وصف خود گفتهاند « كُنْت ... كَالْجَبَلِ لَا تُحَرِّكُهُ الْقَوَاصِفُ وَ لَا تُزِيلُهُ الْعَوَاصِف: من همچون کوهی بودم که تندبادها تکانش نمیدادند و طوفانها او را به زوال نمیکشاندند» و وقتی هم امیرالمومنین ع به شهادت رسید، پیرمردی (که بعدا معلوم شد حضرت خضر ع است) آمد و خطاب به پیکر مطهر ایشان همین تعابیر را به کار برد. (مناقب آل أبي طالب ع، ج2، ص347؛ کافی، ج1، ص455؛ الأمالي( للصدوق)، ص242۲). و البته این مضمون درست است زیرا کسی که در این وضعیتهای دشوار به هیچ وجه دچار تزلزل نشد، امیرالمومنین ع بود.
البته در احادیث مربوط به آخرالزمان هم داریم که: مردی از قم بپا میخیزد و مردم را به حق دعوت میکند و همراهش مردمیاند مانند ورقههای آهنین، نه تندبادها تکانشان میدهد، و نه از جنگ و مبارزه خسته میشوند، و نه هراسی به دل راه میدهند، و بر خداوند توکل میکنند، و عاقبت از آنِ متقین است:
عَنْ عَلِيِّ بْنِ عِيسَى عَنْ أَيُّوبَ بْنِ يَحْيَى الْجَنْدَلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ:
رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ. (بحار الأنوار، ج57، ص216)
2) «هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً»
ابن عبارت دقیقا بعد از اینکه فرمود «گمانه زنی هایتان درباره خدا به اوج رسیده بود!» آمده است. چهبسا میخواهد نشان دهد که ریشه این تزلزلی که در عدهای پیدا شد، همان گمانهزنیهای ناصوابشان بوده است. (ایستاده در باد، ص178)
3) «هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً»
خداوند در برخی موقعیتها امتحانهای سختی میگذارد که حتی مومنان هم بشدت تکان میخورند.
هدف از این امتحانات، جدا کردن مومنان واقعی از مدعیان دروغین ایمان است. (ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّب: خداوند این گونه نیست که مومنان را به حال خود رها کند حتی اینکه خبیث را از پاک جدا کند؛ آلعمران/179)
توضیح بیشتر در احادیث و تدبرهای آیه 3 سوره عنکبوت «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ» (جلسه400 http://yekaye.ir/al-ankaboot-29-3/) و آیه 11 سوره عنکبوت «وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقينَ» (جلسه 408 http://yekaye.ir/al-ankaboot-29-11/) گذشت.
4) «هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً»
تعبیر «هنالک: آنجا» اشاره به کدام موقیعت دارد؟ یعنی اوج امتحان و ابتلای مومنان کدام موقعیت بوده است؟
الف. آن موقعیتی که دشمن از بالا و پایین مسلمانان را محاصره کرده بود.
ب. آنجایی که آنان شروع به گمانهزنیها درباره خدا کردند.
ج. ...
5) «هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً»
با اینکه مطلب کاملا در ادامه مطلب قبل است، چرا از ضمیر اشاره به دور «هنالک: آنجا بود که» استفاده کرد نه از ضمیر اشاره به نزدیک «هناک: اینجا بود که»
الف. این برای اشاره به حالت درونی انسان است؛ یعنی الان که جنگ احزاب را برای شما یادآوری میکنیم آن تزلزلها و گمانهزنیها و ... تمام شده و شما آن ماجرا را خیلی دور میبینید. (ایستاده در باد، ص179)
ب. ...
6) «هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً»
جنگ احزاب نقطه عطفی در تاریخ اسلام است؛ تا پیش از آن مسلمانان دائما در موضع ضعف بودند و مورد هجوم و حمله کفار قرار میگرفتند، بعد از آن مسلمانان بودند که دست بالا را پیدا کردند و بر کفار هجوم میآوردند؛ چنانکه از پیامبر ص روایت شده که بعد از کشته شدن عمرو بن عبد ود فرمودند: «شوکتشان از بین رفت و از این به بعد آنان به جنگ ما نخواهند آمد و ما به جنگ آنها خواهیم رفت.» (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج19، ص62)۳
این نقطه عطف، با ابتلایی شدید همراه بود؛ و در تاریخ، هرگاه قرار بود نقطه عطفی رخ دهد، وعده ابتلائات شدید را دادند، چنانکه به حکومت رسیدن امیرالمومنین ع (حدیث1) و مهدویت (حدیث2) نیز چنین وعدهای داده شده است.
اگر انقلاب اسلامی خود را نقطه عطفی در تاریخ میشمریم، انتظار ابتلائات شدید و شدیدتر را داشته باشیم، ابتلائاتی که مرزهای منافقان و مومنان را آشکار کند.
اگر این نکته را ضمیمه کنیم به اینکه قرآن کریم، کتاب هدایت بشر در همه زمانهاست، شاید بتوان گفت که این آیات سوره احزاب - که در حال بررسی آنیم – شرح وضعیت فعلی انقلاب ماست.
7) «هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً»
وقتی خداوند حکایت این گونه ابتلائات شدید مومنان، که آنها را بشدت لرزانده، نقل میکند، یعنی:
جدی بگیریم که هرچه در ایمان پیش رویم، باید انتظار ابتلائات بیشتر و دشوارتری را داشته باشیم (حدیث3 و حدیث4):
هرکه در این دار مقربتر است
جام بلا بیشتری میدهند.