1) تعبیر «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» بین تمام آنچه انسان از علم و عمل لازم دارد، جمع کرده: ابتدا نگاه توحیدی (علم) و سپس استقامت (که اوج عمل است)؛ و اینکه عمل مبتنی بر علم و در افق توحیدی باید باشد (فیض کاشانی، تفسير صافي5/ 13)
2) با تعبیر «لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» هرگونه وجود امر ناخوشایندِ «محتمل» یا «واقعشده» نفی شده است؛ زیرا خوف و ترس، مربوط به چیزی است که هنوز رخ نداده و انسان احتمال رخ دادنش را میدهد؛ و حزن و غم مربوط به چیزی است که رخ داده است و انسان را غمگین کرده است. (الميزان18/ 196) بر همین اساس، برخی گفتهاند این آیه، شامل همه نگرانیهای مربوط به گذشته (غم) و آینده (خوف) میشود. (مجلسی، مرآت العقول5/ 44)۱
3) اگر این آیه (احقاف/13) را کنار آیه 69 سوره یونس بگذاریم، راه «اولیاءالله شدن» معلوم میشود:
گام اول: اذعان کنیم که پروردگار ما الله است؛ و
گام دوم: از این حرف کوتاه نیاییم!
موافقید از همین لحظه تصمیم بگیریم که جزء اولیاءالله شویم! هم دلچسب و هم خوشایند است: دیگر نه غمی میماند و نه ترسی! نه از گذشته نه از آینده! به علاوه با فرشتگان هم رفیق میشویم (فصلت/31) آنوقت انشاءالله امام زمان (عج) هم خواهد آمد.
آیا کار دشواری است؟ توضیحش در بندهای بعدی.
4) گام اول: آیا باور داریم «رب» ما الله است؟ بسیاری از ما خدا را به خالقیت قبول داریم، اما به ربوبیت خیر؛ اگر هم ربوبیتش را قبول کنیم، او را «یگانه رب» نمیدانیم و در ربوبیت برایش شریک قرار میدهیم:
ربوبیت دو قسم است: تکوینی (که در جلسات 28 و 36 نکاتی گفته شد) و تشریعی.
توحید در ربوبیت تشریعی یعنی در مقام قانونگزاری، فقط به قانون الهی تن دهیم:
بسیاری اصلا قبول ندارند که قانون الهی مبنا باشد (اصل ربوبیت تشریعی)؛ خیلیها هم این را قبول نمیکنند که قانون الهی فوق همه قوانین است و هر قانونی باید در راستای قانون الهی باشد (توحید در ربوبیت تشریعی).
ما چطور؟
توضیح بیشتر درباره توحید ربوبی، در لینک زیر، مقاله 8 http://halgheh.com/index.asp?page=content/articles.asp
5) ادامه گام اول: فرمود: «قالوا» و نفرمود «اعتقدوا». «گفتن» عبارت است از «اظهار کردن آنچه باور داریم». آیا باور به ربوبیت را (که در بند قبل توضیح داده شد) اظهار میکنیم یا در برخی از جمعها خجالت میکشیم که بگوییم به تعالیم و احکام و قوانین اسلامی باور داریم؟ آیا نباید از این گونه جمعها کنارهگیری کنیم (آیه دیروز)؟
6) گام دوم: بسیاری از ما هم ربوبیت را باور میکنیم، هم آن را اظهار می کنیم؛ اما در مقام عمل کم میآوریم؛ و حاضر نیستیم پای ربوبیت الهی بایستیم. (حدیث1) پای ربوبیت الهی ایستادن یعنی در کارها فقط به خدا تکیه کردن و قانون او را فوق همه قوانین دانستن.
آیا حاضریم همه جا به خدا تکیه کنیم نه به پول و شغل و ...؟ و به قانون الهی عمل کنیم، نه به دلخواه خودمان، یا حتی دلخواه اکثریت (در جایی که اکثریت، از قانون خدا خوشش نمیآید)؟
البته اصحاب کهف (آیه دیروز) حاضر بودند!
7) استقامت ورزیدن بر ربنا الله، پایبند بودن به ربوبیت خداست؛ پس با گناه کردن (عصیان خدا) قابل جمع نیست.
راستی چرا گاهی گناه میکنیم؟
غالبا به خاطر لذت و شادی.
واقعا لذت و شادیای بالاتر از اینکه هیچ غم و نگرانیای برایمان نماند و در همین دنیا با فرشتگان الهی همدم شویم (فصلت/30-31) وجود دارد؟
ظاهرا مهمترین مشکل ما این است که خودمان و ظرفیت خودمان را باور نمیکنیم و به خاطر لذتهای حقیر، به لذتهای اصیل بیاعتناییم.