شرط باز شدن درهای برکت از آسمان و زمین، دو چیز است: ایمان (باور کردن خدا) و تقوا (خود را در مسیر خدا نگهداشتن و مراقبت از عمل خود برای حرکت در این مسیر)
اساسا شرط به مقصود رسیدن در هر زمینهای همین دو چیز است: آن را باور کنیم و متناسب با آن فعالیت کنیم:
در زمینههای مادی چون این گونه هستیم به نتیجه میرسیم (مثلا: «اتومبیل را باور کردهایم» و «سوارش میشویم و رانندگی میکنیم» در نتیجه به مقصد میرسیم)
اما در مورد حقایق الهی چون آنها را [در باطن خود] باور نداریم (دروغ میشمریم و انکار میکنیم= لکن کذبوا) خدا هم ما را به همان چیزی که داریم واگذار میکند (بما کانوا یکسبون)
به همین جهت است که در دنیا خود را غرق در برکات آسمانی (رسیدن به مقصدهایی مانند آرامش (رعد/28)، رهایی از خوف و حزن (بقره/62)، همکلامی و دوستی با ملائکه (فصلت/31-32) و ...) و زمینی (دریافت بیدغدغه روزی (ذاریات/22-23)، غلبه بر دشمنان و بدخواهان (آلعمران/124-125) و ...) نمیبینیم.
ایمان و تقوای فردی و جداگانه (حتی اگر تعدادی هم بشوند) برای رسیدن به برکات زمین و آسمان کافی نیست. (فرمود «اهل القری» حتی نفرمود «الذین ...» یعنی یک جامعه، یک شهر، یک روستا، نه حتی «کسانی که...») بنابراین که برای دریافت برکات زمین و آسمان، وظیفه اجتماعی هم داریم.
نظام عالم، نظام اخلاقی است: اگر خوب باشیم (هم در حوزه باورها و هم در حوزه رفتارها) آسمان و زمین به ما جواب می دهد؛ و اگر بنا بر انکار حقیقتهای متعالی بگذاریم، ما را به عملمان میگیرند.
مهم در چیزهایی که به انسان داده میشود این است که برکت داشته باشد نه کثرت. (در واژه «برکت»، معانی «خیر» «رو به رشد بودن» «ثبات» و «منسوب به خدا بودن» نهفته است)
«درها را باز کردن» غیر از «دادن» است:
وقتی بدهند خودشان انتخاب کردهاند، وقتی در را باز کنند خودمان میرویم و انتخاب میکنیم و تمام هم نمیشود.
وقتی در را باز کنند، باید برویم و برداریم. بعد از باز شدن در، اگر کاری نکنیم به چیزی نمیرسیم.
وقتی خودمان میرویم و برمیداریم، ممکن است باز شدن در را نبینیم و فقط همین رفتنمان را ببینیم و مغرور شویم. پس اگر ابواب برکت باز شد مغرور نشویم (کهف/32-37)
وقتی ابواب برکت باز شدن، امکانات زیاد میشود و امکان سوءاستفاده هست و کسی که از امکانات عظیم سوءاستفاده کند، ضربه عظیمتری میخورد (جن/16-17)
رفاه و گشايش براى خوبان كه همراه بركات است، اما رفاه و گشايش براى كفّار و نااهلان كه ديگر همراه بركات نيست، «فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ»(انعام/44) (قرائتی، تفسیر نور 4/126)
عامل محروميّتها و مشكلات، عملكرد خود ماست. «بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» (قرائتی، تفسیر نور 4/127)