📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
مقدمهای برای تدبر در این آیه
این آیه چهار بند اصلی دارد:
قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ
وَ أَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ
وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
که بند دوم و سوم آن بسیار به هم نزدیک است اما ارتباط بقیه بندها در نگاه اول چندان واضح نیست. تدبر در این آیه نیازمند تدبر در هر یک از این چهار بند و نیز تدبر درباره ربط و نسبت اینها با همدیگر و نیز با آیات قبل و بعد است.
1) «قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ»
ظاهرا وجه بیان این نکته در این آیه آن است که در قبال کسانی که تحت ولایت شیطان قرار گرفته و مدعی میشدهاند کارهای زشت خود را به دستور خدا انجام دادهاند، و پس از اینکه تذکر داد خداوند به کار ناشایست دستور نمیدهد، فرمود: بگو پروردگارم به قسط و عدل دستور میدهد.
به تعبیر دیگر، در آیه قبلی به نحو سلبی فرمود «خداوند به فحشاء (کار ناشایست) دستور نمیدهد» و در این آیه به نحو ایجابی بیان میکند که «خداوند به قسط (عدالتورزی) دستور میدهد.»
جالب اینجاست که هم در این آیه و هم در آیه قبل، این دو فراز مربوط به چگونگی دستور خدا با «قل» شروع میشود.
بحث تخصصی دینشناسی
این دو آیه به خوبی حد و مرز تعبدی بودن را معلوم میکنند و پشتوانه محکمی هستند برای قاعده فقهی «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کلمه حکم به الشرع حکم به العقل: هرچه عقل بدان حکم کند شرع هم بدان حکم میکند و هرچه شرع بدان حکم کند عقل هم بدان حکم میکند» :
خداوند به انسان عقلی داده است که کلیات خوبی و بدی را درک میکند؛ و در آن حدی که به نحو قطعی و یقینی درک میکند، امکان ندارد حکم شرعی مخالف آن وجود داشته باشد. آیه قبلی این مطلب را به نحو سلبی بیان کرد که: اگر دیدید کسی انجام کار ناشایستی را به دستور دین و خداوند نسبت میدهد، محکم مقابلش بایستید و «بگویید» که خدا چنین دستوری ندارد؛ و در این آیه مطلب را به نحو ایجابی بیان نمود که: اگر کاری به اقتضای قسط و عدل است، «بگویید» که خدا بدان دستور میدهد.
شاید اگر کسانی که جذب داعش و سایر گروههای تروریستیای میشوند، لحظهای در این دو آیه تدبر می کردند چنین با ادعای دینداری به کشتار و آزار مردم بیگناه روی نمیآوردند.
2) «وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»:
درباره مقصود از این تعبیر دیدگاههای متعددی بیان شده است، که با توجه به قاعده امکان استعمال یک لفظ در بیش از یک معنا همه آنها – به شرط درست بودن اصل مدعا – میتوانند در آیه مورد نظر بوده باشند.
الف. در هنگام نماز ذهن و فکرتان به هیچ امر دیگری مشغول نباشد؛ توجهتان را فقط به جانب خدا نگه دارید و از غیر او منقطع شوید (المیزان، ج8، ص74)۱
ب. در نماز به نحو مستقیم به قبلهی درون هر مسجدی رو کنید (مجاهد، سدی، ابنزید، به نقل مجمع البيان، ج4، ص634)
ج. در اوقات سجده – که همان اوقات نماز است- رویتان را به سمتی قرار دهید که خداوند رو کردن بدان سمت در نماز را بر شما واجب کرده است (یعنی به سمت کعبه) (جبائی، به نقل مجمع البيان، ج4، ص635)
د. وقتی در مسجدی بودید و وقت نماز شد همانجا نماز بگذارید و نگویید که میخواهم به مسجد خودمان بروم. (فراء و مغربی، به نقل مجمع البيان، ج4، ص635)
ه. توصیهای است که هنگام هر نمازی آهنگ مسجد کنید و نماز را به جماعت برپا دارید. (مجمع البيان، ج4، ص635)
و. روی خود را خالصانه به سمت خدا کنید و هیچ شریکی برای خدا قرار ندهید (ربیع، به نقل مجمع البيان، ج4، ص635)
ز. هنگام نماز به کار دیگری که با شأن مسجد سازگار نیست مشغول نباشید (فقه القرآن، ج1، ص155)
ح. هنگام نماز مستقیما به جانب عبادت خدا رو کنید و به جانب غیر خدا روبرنگردانید (زبدةالبیان، ص79) و از این میتوان وجوب رو به قبله بودن در کل نماز و عدم انحراف به چپ و راست را نتیجه گرفت.
ط. ...
3) «وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ»
یکبار میگویند «وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ: خدا را خالصانه بخوانید» اگرچه اخلاصورزیدن دشوار است؛ اما این را نگفته، بلکه فرموده «وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ: خدا را بخوانید در حالی که دینتان را برای خدا خالص کردهاید.» و این از آن مهمتر است.
درواقع، اخلاص، زمانی واقعی است که انسان دین خود را خالصانه از خدا گرفته باشد. بسیاری از ما ادعای ارتباط خالصانه با خدا داریم، اما گاه میکوشیم دینمان را و حتی نحوه عبادتمان را، آن گونه که خودمان دلمان میخواهد تنظیم کنیم، نه آن گونه که خدا تعیین کرده است. لذا برخی از امور را که واقعا بد است، چون با آن انس گرفتهایم، انجام میدهیم و در مقام توجیه، آن را دستور خدا معرفی میکنیم (آیه قبل)؛ و در مقابل برخی امور را که واقعا خوب است، و لذا حتما خدا بدان دستور داده (امر ربی بالقسط)، چون مطابق پسند ما نیست، انجام نمیدهیم و به هر ترفندی میکوشیم آن را از خدا ندانیم.
این همان روحیه شیطان است که میخواست خدا را آن طور که خودش دلش میخواهد عبادت کند نه آن گونه که خدا دستور داده است (جلسه224، حدیث3)
لذا در این آیه هم میفرماید: اگر میخواهید خدا را بخوانید و این خواندن شما واقعی باشد، در حالی خدا را بخوانید که دینتان را برای او خالص کردهاید.
ثمره بحث در سبک زندگی
با توضیحات فوق معلوم میشود که این تلقی که: «نیاز نیست حتما نماز بخوانی؛ دلت پاک باشد و با خدایت هر جور دوست داری حرف بزن» تلقی شیطانی است؛ چون، اگر کسی واقعا میخواهد خدا را بخواند، باید آن گونه که خدا دستور داده سراغش برود نه آن طور که نفسش میپسندد.
4) «كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ»:
«همان گونه که آغازتان کرد برمیگردید» منظور چیست؟
الف. میتواند تاکید باشد بر اینکه شما در عالم رها نشدهاید و بازگشت و معادی دارید: همان گونه که آفرینش شما را آغاز کردیم به همان گونه هم دوباره برمیگردانیم.
ب. نحوه بازگشت ما به دنیا بعد از مرگ و در قیامت را شرح میدهد و میفرماید بازگشت شما شبیه ابتدایتان است. آنگاه همین مطلب میتواند از جهات متعددی مد نظر باشد:
ب.1) همان گونه که برهنه و بیلباس و بدون اینکه مالک چیزی باشید وارد دنیا شدید، در قیامت هم همین گونه وارد میشوید (حدیث4) (مجمع البيان، ج4، ص635).
ب.2) همان گونه که با ورودتان به دنیا دو گونه سعید و شقی را رقم زدید، همین گونه هم در قیامت برمیگردید و دو گروه بهشتی و جهنمی را رقم میزنید (حدیث5) [در واقع، عبارتی که در آیه بعد آمده (گروهی هدایت شده و گروهی ضلالت بر آنها محقق گردیده)، ادامه و توضیح همین جمله است]
ب. 3) ارواح به آنچه از آن آفریده شده بودند برمیگردند: آنان که از علیین آفریده شده بودند به علیین و آنانکه از سجین به سجین (فیض کاشانی، الوافي، ج4، ص31؛ تفسير الصافي، ج5، ص301) به تعبیر دیگر، هرکس به طینت اولیه خود برمیگردد طینت طیبه یا طینت خبیثه (مشارق أنوار اليقين، ص245)
ب. 4) همان گونه که نظام موجودات یک سیر آفرینش نزولی را طی کرده، یک سیر بازگشت صعودی را هم طی میکند (شرح أصول الكافي (صدرا)، ج4، ص245)۲
ب. 5) همان گونه که ما شما را به نحو آمیزهای از جسم و روح به دنیا آوردیم، همین گونه هم در معاد و هنگام برانگیخته شدن هم جسم خواهید داشت و هم روح. (اصطلاحا، آیه دلالت بر معاد جسمانی میکند)
ب. 6) بر آنچه از ایمان و کفر که بر آن مُردید، مبعوث میشوید (ابنعباس و جابر، به نقل مجمع البيان، ج4، ص635) [این برداشت، «شروع» را به معنای کل حیات دنیا و «برگشت» را به معنای کل آخرت دانسته است (المیزان، ج8، ص75)]
ج. میخواهد بفرماید آفرینش شما را از خاک آغاز کردیم و بدان برمیگردید. (قتاده، به نقل مجمع البيان، ج4، ص635)
5) «كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ»:
این عبارت چه ربطی به عبارات قبلی دارد؟
الف. این برای تاکیدی بر عبارت قبلی (خدا را بخوانید در حالی که دینتان را برای او خالص کردهاید) است. یعنی به یاد داشته باشید که دوباره شما را مبعوث میکنند و همه چیزتان به دست اوست، پس خدا را خالصانه بخوانید. (مجمع البيان، ج4، ص635) (المیزان، ج8، ص76)
ب. این جمله نه در ارتباط با جمله قبل، بلکه در ارتباط با چند آیه قبلتر است، یعنی آیه 25 (فِيها تَحْيَوْنَ وَ فِيها تَمُوتُونَ وَ مِنْها تُخْرَجُونَ) و میخواهد بفرماید که «برانگیختن شما از آفریدن ابتدایی شما سختتر نیست» و درواقع میخواهد دلیلی برای آن بیاورد. (زجاج، به نقل مجمع البيان، ج4، ص635)
ج. کلام جدید است و میخواهد بگوید شما را بعد از مرگ برمیگردانیم و جزایتان را میدهیم (ابیمسلم، به نقل مجمع البيان، ج4، ص635) (المیزان، ج8، ص75)
د. این عبارت در ارتباط با عبارت بعدی است که در آیه بعد آمده (فَريقاً هَدى وَ فَريقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ: گروهی هدایت شدند و گروهی ضلالت بر آنها محقق گردید) و جمعبندیای از کل داستان آدم و حوا و ابلیس است: یعنی میخواهد بگوید همان طور که کار شما را آغاز کردیم و در آن عدهای نهایتا (مانند خود آدم و حوا) مسیر هدایت را در پیش گرفتند و عدهای مسیر ضلالت را (مانند خود ابلیس) در قیامت هم همین گونه برمیگردید و به دو گروه هدایت شده و گمراه تقسیم میشوید (حدیث5) (المیزان، ج8، ص74)
ه. ...
6) «قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَ أَقيمُوا وُجُوهَكُمْ ... وَ ادْعُوهُ ...»:
ابتدا فرمود «پروردگارم به قسط و عدل دستور داد» سپس فرمود «و توجه خود را به جانب او ثابت و استوار سازید ... و او را بخوانید ....» این دو جمله بعدی عطف بر جمله اول است و تقدیر کلام این بوده که «قسط بورزید و توجهتان را به جانب او استوار سازید و او را بخوانید» (الجدول في إعراب القرآن، ج8، ص39) اما چرا این گونه نفرمود و همه را بر یک سیاق نیاورد؟
الف. تعبیر اول، به ازای تعبیری است که اولیای شیطان در آیه قبل داشتند و گفتند «خداوند ما را به آن کارها [ی ناشایست] دستور داد» لذا بر همان سیاق آمد. اما جملات دوم و سوم سیاقش عوض شد تا معلوم شود که یک مطلب مستقل از آن است.
ب. این سه جمله دو پیام اصلی دارد. یکی در جمله اول آمده که دعوت به عدالتورزی است؛ و دومی در جملات دوم و سوم آمده که دعوت به توحید و عبودیت محض است. با تغییر سیاق کاری کرده که دو پیام بودنِ سه جمله معلوم شود.
ج. پیام عدالتورزی نیازمند واسطهای به نام امام و پیامبر است که حکومت را به دست بگیرد و عدالت را برقرار سازد، لذا با تعبیر «بگو پروردگارم دستور داد» بیان شد؛ اما پیام عبودیت پیامی است که باید تکتک انسانها را مستقیما مخاطب قرار داد لذا دعوت به توحید و عبودیت با خطاب مستقیم دستور داده شد.
د. ...
7) «قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَ أَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ»
جمعبندی آیه:
این آیه چهار بند اصلی دارد که بندهای دوم و سوم آن بسیار با هم مرتبطند، شاید بتوان چنین جمعبندیای از آیه ارائه داد که این چهار بند را در سه فراز به یکدیگر و نیز به کل آیات قبل و بعد مرتبط کند. یعنی بعد از اینکه در آیه قبل، اولیای شیطان را مواخذه کرد که «دستور دادن به زشتیها» را به خدا نسبت میدادند؛
ابتدا به پیامبرش تاکید میکند که: بگو و این مطلب را برای مخاطب تبیین کن که خداوند متعال، نه به زشتیها، بلکه به قسط و عدل دستور میدهد؛
سپس از همگان میخواهد که: اولا کاملا و با ثبات قدم رو به سوی خدا بیاورند و ثانیا در عبودیتشان نسبت به خدا دینشان را خالص کنند، نه اینکه با سنتهای گذشتگان و خرافات و خواستههای نفسانی و ... آمیخته باشد.
آنگاه بیان کرد که همان گونه که شما را در ابتدا پدید آورد، برمیگردید؛ و این مسیری که برای انسان پیش آمد و وارد دنیا شد، مسیری نیست که با مرگ تمام شود؛ بلکه مسیری است که انسان در دنیا رقم میزند تا دوباره در آخرت برگردد و ثمرهاش را ببرد.