📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما ...»:
چنانکه از آیات قبل هم قابل استنباط بود، هدف از بیان آنچه بر سر آدم و حوا آمد، عبرت گرفتنِ ما بود از اینکه شیطان چه هدفی دارد و چگونه از زاویهای که ما بدان توجه نداریم وارد میشود تا ما را گمراه کند.
جالب اینجاست که در مقام عبرتگیری به همین جمله «شیطان شما را به فتنه نیندازد همان گونه که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون نمود» بسنده نکرد، بلکه به خصوص تلاش شیطان برای برهنه ساختن انسان تاکید کرد. چرا؟
الف. با توجه به اینکه در آیه قبل، بحث «لباس تقوی» را مطرح کرد، میخواهد توجه دهد که مساله اصلی این است که شیطان میخواهد لباس تقوی را از تن شما درآورد؛ و آنچه درباره درآوردن لباس آدم و حوا در بهشت مطرح شده، تمثیلی از درآوردن لباس تقوی است؛ و انسان در بهشت سعادت است مادام که به فتنه شیطان در بیرون آوردن لباس تقوی فریفته نشود. (المیزان، ج8، ص70)
ب. اهمیت مساله پوشش در فرهنگ اجتماعی را مد نظر قرار دهد.
توضیح تخصصی سبک زندگی
مساله پوشش، اگرچه به ظاهر انسانها برمیگردد؛ اما یک مساله بسیار عمیق فرهنگی است و به قول برخی «تلازمی جدی بین فرهنگ برهنگی و برهنه شدن از فرهنگ خودی وجود دارد» (حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی). در کشور ما حساسیت فراوانی از جانب بسیاری از متدینان در قبال مساله حجاب وجود دارد؛ و از سوی دیگر، بسیاری این حساسیت را نابجا میدانند، با این توجیه که محرمات دینی مهمتری (مانند ربا و یادروغگویی) در جامعه ما وجود دارد که اگر کسی دغدغه دین دارد باید ابتدا به اینها بپردازد.
حقیقت این است که هر دو سخن درستی میگویند اما از دو موضع. یعنی اگر به خودی خود نگاه کنیم، مسائلی مانند ربا و دروغگویی اهمیتی بسیار بیش از مساله حجاب دارد؛ اما چنانکه در آیه مورد تاکید است، ترویج فرهنگ برهنگی از مهمترین ابزارهای شیطان برای ایجاد انحراف و دور شدن کلی از فرهنگ دینی اصیل است و حساسیتی که نسبت به مساله حجاب وجود دارد ریشه در همین نگاه قرآنی دارد که در ناخودآگاهِ فرهنگ دینی جامعه تزریق شده است. البته چون حالت ناخودآگاه دارد، تنها پوشش زنان که حکم فقهی واضح دارد، مورد اصرار قرار میگیرد، در حالی که اگر عمیق بیندیشیم، مساله نباید فقط بدان محدود شود، بلکه مطلق پوشش زنان و مردان و بلکه تصاویر و فیلمها، روابط بین افراد، و هر آنچه میکوشد غریزه جنسی آدمی را از فضای نظاممند به سمت هرج و مرج حیوانی بکشاند، و به تعبیر قرآن «رویت شرمگاهها» را عادی سازد، باید مورد حساسیت قرار گیرد.
ج. چنانکه قبلا بیان شد (جلسه246، تدبر3) یکی از تفاوتهای بارز انسان و حیوان در همین است که انسان در میان جانداران زمینی تنها موجودی است که لباس میپوشد و اصرار بر پوشاندن شرمگاه خویش دارد و آیه میخواهد بر همین تاکید کند.
توضیح تخصصی انسانشناسی
شیطان میخواهد کاری کند که انسان مرزی بین خود و حیوانات معتقد نباشد. و اگر انسان خود را در افق حیوان – ولو حیوانی پیشرفتهتر ببیند – دیگر از مقام خلیفةاللهی صرف نظر کرده و شیطان بر او مسلط میشود. چنانکه قبلا هم اشاره شد (جلسه225، تدبر2)، برخلاف نزاعهای جهان مسیحیت، اشکال اصلی تئوری داروین در اعتقاد به «سیر تکاملی» در قبال «فیکسیسم» (ثباتانگاری در خلقت) نیست، بلکه اشکال اصلیاش این است که تفاوت بنیادین آدم و حیوان را انکار میکند؛ وگرنه باور به «سیر تکاملی»، اگر با باور به «نفخ روح در این مرحله از تکامل» ضمیمه شود، تقابلی با بنیادهای نگاه دینی ندارد (آنگاه صرفا یک گزاره جزیی زیستشناختی است که ممکن است دین در قبال آن موافق، یا مخالف ویا بیموضع باشد.)
د. ...
2) «لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما»
برهنگی مایه خروج از قرب الهی است و هرگونه برنامه و تبلیغاتی که به برهنگی بیانجامد، شیطانی است. (تفسير نور، ج4، ص47)
3) «الشَّيْطانُ... لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما»
هدف شیطان، برهنه کردن زن و مرد در برابر یکدیگر است (تفسير نور، ج4، ص47).
4) «لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ ... يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما»:
تلاش شیطان برای بیرون آوردن لباس از تن آدم و حوا ابتدا با تعبیر «به فتنه انداختن شما» و سپس با تعبیر «کندن لباس از آنها» بیان شد. این نشان میدهد که شیطان برای ترویج فرهنگ برهنگی هم بسیار پیچیده (فتنهگرانه) عمل میکند هم اصرار شدیدی دارد که به درآوردن لباس راضی نیست بلکه میخواهد لباس را بکَنَد.
5) «... إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ...»:
شيطان تنها نيست، بلكه گروه و ايادى دارد (تفسير نور، ج4، ص47).
6) «... إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ ...»:
شیطان از زاویهای ما را میبیند که ما او را نمیبینیم.
این جمله تاکیدی است بر ظرافت و مخفی بودن اغوای شیطان، که انسان اصلا احساس نمیکند کس دیگری دارد او را به سوی کار زشت میخواند و این را کاملا از خود میبیند (المیزان، ج8، ص71)
در واقع، ما غالبا از زاویهای ضربه میخوریم که پیشبینیِ آن را نمیکنیم.
شاید یکی از علل اینکه گاه افرادی که به نظر ما افراد بزرگیاند به نحو باورنکردنیای زمین میخورند، همین باشد که افراد به این نکته ساده توجه نمیکنند.
ثمره اخلاقی
کسی که این آیه را جدی بگیرد، مراقبه و محاسبه نفس خود را جدی میگیرد: کسی که میخواهد دیندارانه زندگی کند همچون کسی است که در میدان دشمنی حرکت میکند، که آن دشمن از زاویهای که او نمیبیند او را زیر نظر دارد و هر لحظه که بتواند او را هدف قرار خواهد داد: نمیتوان حتی یک حرکت غیرحسابشده انجام داد.
7) «إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ»:
«سلطه شیطان، نتیجه [باورها و] کارهای خود ماست» (تفسیر نور، ج4، ص47)
8) «يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ ... إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ»:
شیطان ما را به فتنه میاندازد، از جایی که متوجه نیستیم ما را زیر نظر دارد، و وقتی حواسمان نیست ضربه میزند. چگونه حریفش شویم؟
جمله پایانی آیه، پاسخ میدهد: او همه این کارها را می کند اما متولی امور ما نمیشود. تنها کسانی که اهل ایمان نیستند شیطان متولی کارهایشان میشود.
راه غلبه بر شیطان یک چیز است: تقویت ایمان. اگر بر عمل صالح و پرهیز از گناه هم تاکید شده، همگی برای آن است که ایمان در ما ثابت شود.۱
ثمره اخلاقی
وقتی خطا و گناه میکنیم، دنبال مقصر بیرون از خود نباشیم. و در درجه اول ببینیم کجای ایمانمان خدشهدار شده است که شیطان راهی به ما باز کرده است و در ترمیم آن بکوشیم.
حتی کسانی که اهل محاسبهاند، غالبا اعمالشان را محاسبه میکنند، اما محاسبه باورها کمتر مورد توجه قرار میگیرد. اما اصحاب امامان چنین نبودند. بزرگانی همچون عبدالعظیم حسنی، خالد بن جریر بجلی، عمروبن حریث، و دیگران گاه میرفتند و اعتقادات خود را بر امام عرضه میکردند که مبادا باور انحرافیای در ذهنشان مستقر شده باشد.
(برای مطالعه این نمونهها به لینک زیر مراجعه کنید)
http://karbobala.com/articles/info/1449
ما چه اندازه دغدغه باورهایمان را داریم؟ آیا معصوم هستیم که خیالمان این اندازه از خودمان آسوده است؟
9) «... يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما ... إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ»:
«برهنگى، نشانهى عدم ايمان و سلطهى شيطان است» (تفسير نور، ج4، ص47)
مورد زیر را در کانال نگذاشتم
10) «لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ...»:
تلاش شیطان برای گمراه کردن انسان در قالب اینکه «شیطان میخواهد شما را به فتنه بیندازد» تعبیر شده است. یعنی شیطان وضعیت را چنان پیچیده و سخت میسازد که سربلند درآمدن از آن بسیار سخت است و بسیاری به عذاب مبتلا خواهند شد؛ و خدا نسبت به این فتنه هشدار میدهد.
انکار «فتنه»های شیاطین، صرفا چشم خود را به روی واقعیت زندگی بستن است؛ و اتفاقا در داستان آدم و حوا، این صرف نظر کردن بر اساس اعتمادی بود که با قسم خوردن شیطان نسبت به او حاصل شد.
این مورد بعدا اضافه شد
11) «كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما»:
این تعبیر نشان میدهد که این گونه نبود که آدم و حوا در بهشت برهنه بوده ولی متوجه شرمگاه خود نبوده باشند و شیطان فقط آنها را متوجه شرمگاه خود کرده باشد. بلکه آیه صراحت دارد که شیطان با درآوردن لباس آنها، آنها را از بهشت بیرون کرد.