📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «يا بَني آدَمَ...»:
آیات قبل خطاب به آدم و حوا و گاه ابلیس بود، اما در این آیه خطاب به «بنیآدم» شد. این بخوبی نشان میدهد که آدم و حوا در این آیات قبل، به عنوان نماینده نوع انسان بودهاند، فرشتگان بر آنها به عنوان نماینده نوع بشر سجده کردند و آنها به عنوان نماینده نوع بشر ابتدا در بهشت زندگی کردند و هبوط کردند و ... . (توضیح بیشتر در جلسه224، تدبر2)
2)«يا بَني آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ ...»:
شیطان کوشید انسان را برهنه کند تا از بهشت بیرون شود (اعراف/20). خدا بلافاصله بعد از اینکه زندگی انسان را در زمین تعریف کرد (آیه قبل) اولین نعمتی که برایش از آسمان نازل کرد وسیله پوشش بود تا از برهنگی درآید. و تمدن غرب، دست کم در این جهت که توانسته فرهنگ برهنگی را ترویج کند، در مسیر شیطان و مخالف فطرت انسانی انسان گام برمیدارد. (توضیح بیشتر در جلسه240، تدبر1)
3) «قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً ...»:
«لباس» یک موهبت آسمانی است با دو کارکرد اصلی است: حفظ حرمت انسان (يُواري سَوْآتِكُمْ) و زیبا جلوه نشان دادن انسان (ريشاً)؛ و هردوی اینها از امتیازات اساسی انسان نسبت به سایر موجودات زمینی است (حدیث2).
بحث تخصصی انسانشناسی و سبک زندگی
غلبه رویکردهای انتزاعی در انسانشناسی موجب شده غالبا در حوزه تفاوتهای انسان با حیوان به اموری همچون عقل، اراده، فطریات حقیقتجویی و ... اشاره شود؛ اما امور انضمامیای همچون پوشش ظاهری مورد غفلت قرار گیرد؛ در حالی که این آیه بخوبی تذکر میدهد که از اموری که در تفاوتهای انسان و حیوان بنیادی است همین است که انسان موجودی است که از لباس استفاده میکند و لباسهای انسانها بشدت در فرهنگ آنها موثر است. از شواهد مهم این مطلب همین است که با اینکه ورود فرهنگ غربی به جوامع اسلامی از دو سه قرن قبل آغاز شد، اما در فرهنگ عمومی این جوامع اثری گستردهای نداشت و بسیاری از کشورهای اسلامی (مانند ایران و ترکیه) از زمانی که نحوه پوشششان را بالاجبار تغییر دادند فرهنگ دینیشان بشدت تحت تاثیر قرار گرفت.
امروزه هم طراحان مد در تمام جوامع تاثیر بسزایی در تغییرات فرهنگی آن جوامع دارند، واقعیتی که متاسفانه هنوز در کشور ما جدی گرفته نمیشود و دلسوزان فرهنگی کشور کمتر حاضرند برای طراحی مدلهای لباس، اندیشه و هزینه کنند. و آن مقدار هم که دغدغه وجود دارد، عموما فقط دغدغه حفظ کرامت انسانی انسانهاست (از زاویه حجاب شرعی) و ابعاد زیباییشناختی کمتر مورد تاکید قرار میگیرد؛ و غالبا ابعاد زیباییشناختی صرفا به عنوان ابزار خودنمایی تلقی و مذمت میشود؛ در حالی که رعایت ابعاد زیباییشناختی در لباس، لزوما به معنای تحریک غریزه جنسی نیست و اتفاقا در اغلب فرهنگهای بومی جهان لباسهای بلند و پوشیده که حرمت شخص را حفظ میکند در عین زیبایی فراوان وجود داشته است.
4) «لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ» وَ «ريشاً» وَ «لِباسُ التَّقْوى» ذلِكَ خَيْرٌ :
در این آیه در حوزه پوشش، ابتدا پوشش ظاهری صرف (پوشش شرمگاه)، سپس پوشش برای زیبایی، و در گام سوم پوشش تقوی مطرح شد؛ این نکته،
هم میتواند نشاندهنده درهمتنیدگی ابعاد غریزی، زیباییشناختی و معنوی انسان باشد،
و هم یک سیری را برای مواجهه با [و طرح مساله کردن برای] انسان مشخص میکند که از ابعاد غریزی شروع و به ابعاد معنوی محض ختم میشود.
5) «... قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ ...»:
در این آیه ابتدا لباس به عنوان ابزاری که خداوند برای پوشش ظاهری صرف (پوشش شرمگاه) و زیبایی نازل کرده، مطرح شد؛ و سپس خود تقوی به عنوان یک لباسی که «بهتر» است، مطرح گردید.
این نوع تعبیر، نشان میدهد که «تقوی» هم برای حفظ حرمت انسان و هم برای زیبا شدن انسان، قویتر از لباس ظاهری عمل میکند؛۱ و اگر به دور و بر خود بنگریم هم واقعا همین طور است:
کسی که لباس فاخر و محترمانهای میپوشد در نگاه مردم هم احترام خاصی پیدا میکند و هم زیباییاش به چشم میآید؛ اما اولیاء الله که اهل تقوی هستند، حتی اگر لباسهای بسیار ساده و فقیرانهای هم بر تن داشته باشند، در نظر اغلب انسانها هم حرمت بیشتری دارند و هم زیباتر و جذابتر مینمایند.
6) «... قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ ...»:
در این آیه ابتدا یک لباس ظاهری مطرح شد با دو کارکرد حفظ آبرو و زینتبخشی؛ و سپس یک لباس باطنی مطرح شد با کارکرد حفظ باطن انسان. اولی را نازل شده از حانب خدا معرفی کرد و دومی را در جملهای جداگانه و بدون اینکه به خدا نسبت دهد، از خوبیاش سخن گفت. چرا؟
الف. شاید بدین جهت که در ذهن اغلب ما تقوی، توفیقی الهی است اما لباسهای ظاهری و مادی را محصول کار خود و همنوعان خود میپنداریم. آیه در مقام اصلاح این باور است: از طرفی لباس (همانند بسیاری دیگر از نعمتهای الهی) موهبتی الهی معرفی شده است؛ و از طرف دیگر، در مورد تقوی، اگرچه توفیق الهی در آن شرط است اما تلاش و خواست خود شخص است که این توفیق را شامل حال وی میکند.
ب. ...
7) «قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً ... وَ لِباسُ التَّقْوى ... ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»:
اینکه خداوند متعال انسان را از موهبت لباس (برای حفظ حرمت و زیباتر شدن) برخوردار کرد، و لباس تقوی را هم برای انسان مطرح نمود، آیات و نشانههایی برای توجه پیدا کردن به خداست.
ما درباره اینکه تقوی راهی به سوی خدا باز میکند زیاد گفته و شنیدهایم؛
اما آیا تا به حال در این باره که لباس – با دو ویژگیِ پوشانندگی شرمگاه و زیباسازی انسان – آیت و نشانهای بر خداست، که میتواند افراد را به خداوند متذکر سازد، اندیشیدهایم؟
8) جمعبندی آیه:
این آیه،
ابتدا لباس را موهبت الهی خاص انسان معرفی میکند که همین عامل تمایز انسان از سایر موجودات زمینی میشود (تدبر2)
سپس برای لباس، که یک عامل هویتی مهم برای انسان است دو کارکرد برمیشمرد، هم کارکرد حفظ حرمت انسان و هم کارکرد زیباییشناختی. (تدبر3)
آنگاه پس از اینکه انسان را به جایگاه پوشش ظاهری برای حفظ حرمت خویش و زیباتر شدن توجه داد، ضرورت تقوی را هم برای حفظ حرمت حقیقی و زیبایی معنوی انسان مطرح و اثر آن را در این زمینه موثرتر دانست (تدبر5)
و در پایان هم همه اینها را بخشی از نشانههای الهی که میتواند عاملی برای تذکربخشی قرار گیرد معرفی کرد (تدبر7)
این را درکانال نگذاشتم
9) «قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً»
نزول «لباس» از جانب خدا علیالقاعده به معنای آفرینش آن برای انسان است چنانکه در مورد «آهن» (حدید/25) و «چهارپایان» (حجر/21) تعبیر «نزول» مطرح شده است.
از طرف دیگر، «لباس» چیزی است که تهیه آن نیازمند اقداماتی مانند نخریسی و پارچهبافی دوخت و دوز و ... است و غیر از پنبه و پشم و سایر مواد اولیهای است که لباس از آنها ساخته میشود.
اینکه تعبیر شده «لباس» را نازل کردیم، با اینکه لباس، ساخته دست بشر است، ظاهرا از این باب است که [با نگاه توحید افعالی] همه آنچه بشر انجام میدهد هم مخلوق خداست: «وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُون: و خداوند شما را و هر آنچه انجام میدهید را آفرید» (صافات/96) (المیزان، ج8، ص69)
10) «قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً»:
اینکه «ریشا» را هم عطف بر «لباسی که شرمگاهها را میپوشاند» و به عنوان آنچه خدا نازل کرده، مطرح نمود، بر مباح بودن استفاده از لباس زینتی دلالت دارد. (المیزان، ج8، ص69)