1) «فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ ...»
وقتی ادامه آیه وضعیت اسفباری را که برای آدم و حوا رخ داد تصویر میکند، دیگر چرا ابتدایش جمله «فدلاهما بغرور: پس آن دو را با نیرنگ به پستی افکند» را فرمود؟
الف. یکی از فوایدش این است که این تلقی ناصوابی که در اثر تحریف در کتابهای تورات و انجیل رخ داده، اصلاح شود. در آنها این درخت، درخت معرفت معرفی شده و خوردن آدم مایه ارتقای او بوده است چنانکه در سفر پیدایش، باب سوم، آیه 32 آمده است «و خداوند خدا گفت همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده، اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا ابد زنده بماند»! در حالی که قرآن به صراحت بیان میکند که آن کاری که شیطان کرد، راهنمایی واقعی آدم نبود، بلکه فریبی بود که مایه تنزل و سقوط آدم گردید؛ و عطف توجه وی به اندامهای جنسیاش که بعد از خوردن از این درخت رخ داد، (که عطف توجه از افق ملکوت به افق غرایز بود) نه نشاندهنده رشد معرفتی وی، بلکه حاکی از یک انحطاطی در وی بود.
ب. ...
2) «فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ»
خوردن از آن درخت ملازم بود با برهنگی و از دست دادن لباسهای بهشتی (حدیث3)؛ که ظاهرا این لباسها علاوه بر پوشانندگی ظاهری آنها، این خاصیت را هم داشته که فکر و ذکر آنها را از غریزه جنسی چنان دور میکرده که اصلا شرمگاههایشان بر خودشان مخفی مانده بود.
(البته برخی مفسران گفتهاند منظور از مخفی بودن و آشکار شدن، در مورد هریک نسبت به دیگری است: یعنی شرمگاههایشان از همدیگر مخفی بود و با افتادن لباسها شرمگاههایشان در مقابل همدیگر آشکار گردید. مجمعالبیان، ج2، ص629)
نکته جالب توجه این است که از شرمگاه با تعبیر «سوآت» یاد میکند؛ که از کلمه «سوء» گرفته شده و چهبسا اشاره است به ابعاد منفیِ این عضو که مایه بدی میشود.
همچنین به تدبرهای 1 و 3 جلسه 240 نیز توجه شود. https://yekaye.ir/al-aaraf-7-20/
3) «بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما ... وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ ...أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ»
چه ارتباطی بین «پدیدار شدن شرمگاههایشان [= آنچه آشکار شدنش مایه شرمندگی آنها میشود] بر خودشان» و رانده شدن از بهشت وجود دارد که شیطان در آیه 20 سوره اعراف (جلسه240) راهکار خود برای بیرون شدن آدم و حوا از بهشت را همین «پدیدار کردن ...» قرار داد و در این آیه هم پس از این پدیدار شدن بود که خطابهای مواخذه و سپس دستور هبوط آمد؟
الف. شاید ریشهاش این است که آدم و حوا تا قبل از خوردن از این درخت متوجه ابعاد و ظرفیتهای بدی که در وجودشان هست نبودند و لذا هیچ تمایلی به بدی هم نداشتند و لذا زندگیشان کاملا بهشتی بود. اما همین که به ابعادی از وجود خود که امکان صدور بدی را در آنها مهیا میکرد توجه کردند، زمینه بد بودن در آنها مهیا شد و دیگر زندگیای که با بدی توام باشد، نمیتواند زندگی در بهشت باشد.
ب. این نکته در تاریخ ۲۶/۷/۱۴۰۲ افزوده شد:
چنانکه ذیل آیه ۲۰ (جلسه ۲۴۰ تدبر۱ https://yekaye.ir/al-aaraf-7-20/) بیان شد انسان مادامی که لباس بر تن داشت آن ویژگی ممتازکننده او از حیوان (حیا و شرم) در او برقرار بود و مسکن اصلی خود را در بهشت میدید. اما همین که لباس از تنش درآمد متوجه سوآت و ابعاد شهوانی و حیوانی وجود خود شد، یعنی متوجه زمینی بودن خود شد؛ پس این توجه او را به زمین فرستاد و همانند سایر زمینیان کرد. البته او توبه کرد و خداوند توبهاش را پذیرفت؛ و چون توبهاش را پذیرفت ما انسان ماندیم و از حیوانات متفاوت شدیم.
ج. ...
4) «ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ»
با اینکه در آیات قبل فقط «نهی از شجره» را مطرح کرده بود، چرا در این آیه میگوید «آیا از شجره نهیتان نکردم و نگفتم شیطان دشمن آشکار شماست»؟
الف. این نشان میدهد ارتکاب آنچه خدا از آن نهی کرده است، چیزی نیست جز تبعیت از شیطان و جدی نگرفتن دشمنی وی: نمیشود کسی دشمنی شیطان را جدی گرفته باشد ولی از دستورات خدا تخطی کند.
ب. ابنعباس نقل شده است که این عداوت شیطان را در آیه 16 بیان شده است که لاقعدن لهم صراطک المستقیم. (مفاتيح الغيب، ج14، ص220) البته شاید بر او اشکال شود که آنجا به آدم هنوز چیزی گفته نشده است. اما چهبسا بتوان پاسخ داد که آدم در مقامی که فرشتگان بر او سجده کردند، روح در او دمیده شده بود و لذا آگاه و هوشیار بود و متوجه این سخن ابلیس با خدا شده بود.
ج. ...
5) «ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ»:
با اینکه خطاب به آدم با تعبیر «قلنا: گفتیم» بود (بقره/35) و نخوردن از درخت را با تعبیر «هذه الشجرة: این درخت» (اشاره به نزدیک) (بقره/35؛ اعراف/19) بیان کرده بود، اینجا از تعبیر «ناداهما: بدانها بانگ زد» و «تلکما الشجره: آن درخت» (اشاره به دور) استفاده کرد. این دلالت دارد بر اینکه [به محض خوردن از درخت و آشکار شدن شرمگاهشان و] موقع مخاطب این خطاب قرار گرفتن، هم از مقام قرب خدا دور شدند و هم از کنار درخت. (المیزان، ج8، ص35)
6) « فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ...»
اینکه به جای «خوردن» تعبیر «چشیدن» به کار رفته، نشان میدهد مقدار بسیار اندکی (در حد چشیدن) از آن خوردند۱ و اگر چشیدن شیء حرام این اندازه عقوبت دارد، ارتکاب کامل یک گناه چگونه خواهد بود؟! (مجمعالبیان، ج4، ص628)
7) «فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ»
برهنگى، نوعى كيفر الهى است، (نه نشانهى كمال و تمدّن) ؛ و فطرت آدم تمایل به پوشیدگی دارد [چون تا برهنه شدند، سعی کردند با حداقلیترین وسایل ممکن بلافاصله خود را بپوشانند] (تفسیر نور، ج4، ص40)
8) «فَدَلاَّهُما ... ذاقَا ... بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما ... وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا ...وَ أَقُلْ لَكُما الشَّيْطانَ لَكُما ..»
اگر دقت شود تمام ضمایر (چه آنجایی که بحث فریب شیطان مطرح است و چه آنجا که آبروی آدم و حوا رفت و چه آنجا که خدا آنها را مواخذه کرد) ضمیر تثنیه است: یعنی در همه این مراحل آدم و حوا هر دو مقصر بودند. این برخلاف تفکر مسیحیت تحریف شده (کتاب مقدس، سفر پیدایش، باب سوم) است که زن را عنصر گناه و فریب میشمرد و معتقد است که همواره شیطان زن را میفریبد و زن مرد را. برخلاف آنچه امروزه تبلیغ میشود، پست دانستن جنس زن، مربوط به مسیحیت تحریف شده است نه مربوط به بارهای اسلامی. (مطهری، حماسه حسنی، ص404) متن کامل صحبت ایشان در لینک زیر:
http://www.hawzah.net/fa/Book/View/45276/25334
وعجیب اینجاست که امروزه این مسیحیت تحریف شده در تبلیغات خود علیه اسلام، اسلام را دینی مردسالار معرفی میکند و خود را طرفدار زنان نشان میدهد!