📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ»:
شیطان در آیه قبل گفت که در کمین انسانها بر سر صراط مستقیم تو مینشینم و در این آیه میگوید در این صراط از همه جهات چهارگانه (جلو، عقب، راست و چپ) به سراغشان میروم و هدفم این است که کسی شکرگزار تو نباشد؛ یعنی کسی از نعمتهایی که به آنها دادهای در مسیر درستش استفاده نکند.
اما منظور از این جهات چهارگانه چیست؟ واضح است که نه هدایت و گمراهی امری مکانمند است و نه تاثیر شیطان در ما یک تاثیر فیزیکی مکانی؛ پس هر یک از این جهات اشاره به یک حقیقت معنوی است. چنانکه حدیث 1 هم بخوبی نشان میدهد:
الف. پیش رو، یعنی آنچه در آینده و در مقابل ماست؛ یعنی کاری میکند که در شناخت جلوی روی خود دچار سردرگمی شویم، به جای اینکه آخرت را در مقابل خود ببینیم به آرزوهای دور و دراز دنیوی سرگرم شویم.
ب. پشت سر، آن چیزی است که از آن گذر کردهایم یا بدان تکیه میکنیم؛ و آن همان مال و منال دنیوی است که آنها را جمع میکنیم و پس از خود باقی میگذاریم؛ و یا اموال و زن و فرزند و سایر اموری است که به جای اینکه به خدا تکیه کنیم، به آنها اعتماد میکنیم و هنگام مرگ همه آنها پشت ما را خالی میکنند و بهرهاش را دیگران میبرند.
ج. سمت راست، دین و ایمان ماست که قرار است ما را به بهشت ببرد، چنانکه قرآن کریم بهشتیان را «اصحاب یمین» خوانده است (واقعه/27)؛ یعنی شیطان گاه از راه دین وارد میشود و سعی میکند با بدعتآفرینی و وارد کردن خرافات و .. در دین مسیر دین را به انحراف بکشاند و از نیروی مذهب علیه مذهب استفاده کند.
د. سمت چپ، لذات و شهوات دنیا و دنیاپرستی است که اساسا محور قرار گرفتن آنها (نه استفاده معقول و درست از آنها) انسان را جهنمی میکند، چنانکه قرآن کریم جهنمیان را «اصحاب الشمال» معرفی کرده است. (واقعه/41).
البته درباره مراد از این جهات چهارگانه، دیدگاههای دیگری هم مطرح شده، که بر اساس قاعده امکان استعمال لفظ در بیش از یک معنا، چهبسا همه آنها نیز درست باشد. برخی از این دیدگاهها بدین بیاناند:
- منظور از جلو و عقب و راست و چپ به ترتیب عبارتند از دنیا و آخرت و راه حسنات و سیئات؛ بدین بیان که [پیش رو:] دنیا را زینت میدهم و از فقر میترسانم، و [پشت سر:] میگویم بهشت و جهنم و بعث و حسابی در کار نیست و [سمت راست:] از حسنات آنها را باز میدارم و به امور دیگر مشغول میکنم، و [سمت چپ]: بدیها را برایش زینت داده آنها را بدان تشویق میکنم. (نظر ابنعباس، قتاده، سدی، ابنجریح؛ به نقل از مجمع البيان، ج4، ص623)
- جلو و سمت راست، آن جهاتی است که میبینیم [متوجه اغوای شیطان میشویم] و پشت سر و چپ آن جهاتی است که نمیبینیم [کاملا فریب می خوریم] (نظر مجاهد؛ به نقل از مجمع البيان، ج4، ص623)
- جلو، این است که میآید میگوید نترس گناه بکن که خدا میبخشدت؛ عقب، این است که مرا از خراب بودن وضعیت پشت سرم که روزیت کفاف زندگیات را نمیدهد و ... می ترساند؛ راست، این است که میآید و مرا برای کارهای خوب مدح و ثنا میکند [تا مغرور شوم و زمین بخورم]؛ سمت چپ، این است که از جانب شهوات سراغ من میآید (نظر شقیق بلخی، به نقل از الکشاف، ج2، ص93)
د. ...
2) «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ ...»:
این آیه تمام راههای نفوذ شیطان را برشمرده است، و از جهات ششگانه، تنها دو راه باقی مانده: بالا و پایین. اما چرا این دو جهت را نگفته است؟
الف. بالا و پایین دو مسیر ارتباط خاص بنده و خداست: وقتی رو به بالا میکنیم و به خدا پناهنده میشویم، شیطان راهی به ما ندارد (نحل/99)؛ وقتی هم سر به سجده میگذاریم یا از گناهمان شرمسار شده سرافکنده میشویم و یا در برابر عظمت خدا سر به زیر میاندازیم و تسلیم میشویم (جلسه233، حدیث2 و تدبر1)، باب توبه باز میشود و شیطان راهی به ما نمییابد.
ب. چون بالا جهتی است که رحمت از آن نازل میشود و شیطان راهی بدان ندارد، و پایین هم جهتی است که آمدن از جانب آن وحشتناک است (نظر ابنعباس) (مجمع البيان، ج4، ص623)
ج. دشمنی که در یک مسیر به سراغ انسان میآید، از جهات چهارگانه بر او وارد میشود، و اصلا ورود از بالا و پایین معنا ندارد، لذا اسمی از آنها نبرده است (إعراب القرآن و بيانه، ج3، ص317).
د. ...
3) «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ ... عَنْ أَيْمانِهِمْ ...»:
به نظر میرسد در میان چهار جهتی که شیطان برای نفوذ به ما دارد درباره «سمت راست» بیشتر باید اندیشید (در جلسه 75 تدبر 4 (حدید/12) نیز توضیحاتی در این زمینه گذشت). سه جهت دیگر (فراموشاندن آخرت و آرزواندیشی، وابسته کردن انسان به مال و منال و زینت دنیا، و تحریک شهوات و لذترانی؛ توضیح در تدبر1) همگی انحرافی و شیطانی بودنشان نسبتا واضح است، اما وقتی شیطان از راه دین و حسنات وارد میشود تشخیص خیلی دشوار میشود. در قیامت وقتی افراد را به سمت جهنم روانه میکنند یک گروه را به نحو خاص نگه میدارند و سوالاتی از آنها میکنند و معلوم میشود آنها کسانیاند که از راه راست (راه دین و خوبیها) جهنمی شدهاند! (صافات/22-31)
بحث تخصصی انسانشناسی:
دین، و بلکه هر حقیقت متعالیای در دنیا، هرقدر ظرفیتش برای رشد انسان بیشتر باشد، قابلیت بیشتری برای سوءاستفاده دارد؛ و شیطان هم از هر قابلیتی در عالم کمال سوءاستفاده را میکند.
سادهلوحانهترین مواجهه با این سوءاستفادهها این است که به بهانه این سوءاستفادهها، اصل خوبی آن حقیقت برای انسان را انکار کنیم ویا به خاطر این سوءاستفاده، پیشنهاد استفاده نکردن انسانها از آن حقیقت را بدهیم.
ما باید چشممان باز باشد و سوءاستفادهها را تشخیص دهیم و فریب نخوریم، وگرنه اگر قرار باشد به بهانه سوءاستفادهها اصل استفاده از چیزی تعطیل شود، از هیچ امر ارزشمندی در دنیا نباید ترویج کرد و حتی قرآن هم نباید نازل میشد؛ زیرا هر چیزی به ارزش تبدیل شد، سوءاستفادهچیهایی پیدا خواهند شد که تحت لوای آن، دنبال منافع خود باشند.
ثمره اجتماعی و سیاسی
یکی از مهمترین اشکالات به ورود دین در سیاست و تاسیس حکومت دینی این است که در این صورت، زمینه سوءاستفاده از دین زیاد میشود. پاسخش دقیقا همین نکته فوق است. اگر این منطق درست بود، خود پیامبر ص هم نمیبایست حکومت تاسیس میکرد؛ و بلکه نباید اصلا دین میآورد، چون وقتی دین آمد امثال بنیامیهها که محدوده نفوذشان فقط درون شهر مکه بود توانستند امپراطوریهای آنچنانی تاسیس کنند. استاندار علی ع هم ممکن است با وعدهای که مستلزم حرامزاده دانستن وی است، به معاویه بپیوندد (حدیث2)، اما این دلیل نمیشود که حضرت علی ع تن به برپایی حکومت دینی ندهد.
اینکه شیطان در صراط مستقیم نشسته و از راه راست هم وارد میشود لازمهاش این نیست که صراط مستقیم و راه راست را ببندیم که اصلا کسی واردش نشود!
خاطره
یکی از دوستانم چند سال پیش از فرانسه برگشته بود و میگفت: آنجا هر بدی داشت، اما یک خوبی داشت و آن اینکه در آنجا نفاق و ریا وجود نداشت و کسی از دین سوءاستفاده نمیکرد.
ظریفی گفت: چون دین در آنجا بهایی ندارد، از آن سوءاستفاده نمیشود. در آنجا هم ریا و نفاق وجود دارد اما به ازای آنچه که آنجا ارزش شمرده میشود. در آنجا افراد با حقوق بشر و آزادیخواهی نفاق میورزند و ریا میکنند.
4) «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ ...»:
چرا آمدن شیطان به سراغ انسان را در مورد «پیش رو و پشت سر» با حرف «مِن» بیان کرد و در مورد «راست و چپ» با تعبیر «عَن»؟
الف. در این آیه از فن بلاغی «مخالفت» استفاده شده که: دو حرف جرّ متفاوت با کارکردی نسبتا شبیه هم در یک جمله به کار گرفته شده است. حرف «مِن» صرفا دلالت بر شروع دارد، اما حرف «عَن» دلالت بر نوعی تجاوز از مسیر دارد؛ لذا برای جلو و عقب [که جهت مسیر در راستای شخص حرکت کننده است] تعبیر «مِن» آمد، اما برای چپ و راست، چون مستلزم ورود از مسیر انحرافی است [یعنی از جهتی متغایر با جهت حرکتکننده سراغ شخص میآید] تعبیر «عَن» به کار رفته است. (مجمع البيان، ج4، ص623۱؛ إعراب القرآن و بيانه، ج3، ص317)
ب. «عن» گاهی به معنای اسمی (نه معنای حرفی) به کار میرود به معنای «سمت و جهت»: درواقع معنای آیه چنین است: سپس از پیش رویشان و از پشت سرشان سراغشان میآیم، و در سمت راستشان و در سمت چپشان، مینشینم» (المغنی، به نقل از الشافي في شرح الكافي (للملا خليل القزويني)، ج1، ص239)۲
ج. مدل حرف اضافه برای این دو زوج («جلو و عقب» و «راست و چپ») متفاوت است. تعابیر «بین یدیه» و «خلفه» (جلو و عقب) این گونهاند که یا اصلا حرفی پیش از آنها نمیآید ویا اگر بیاید، حرف «مِن» است که در جایی است که قسمتی از جلو و عقب مد نظر باشد. اما برای دو تعبیر «یمین» و «شمال»، یا حرف «عن» میآید ویا حرف «علی»؛ جایی که با «علی» به کار رود نشان میدهد آن کسی که از راست یا چپ وارد شده نوعی سیطره بر شخص مورد نظر دارد؛ اما وقتی با «عن» میآید، نشان دهنده صِرفِ کنار هم قرار گرفتنی است که نسبت به هم با زاویه نشسته و به هم نچسبیده باشند. (زمخشری، الکشاف، ج2، ص93)۳ [درواقع، هیچیک از حرف «من» و «عن» از حروفی نیستند که بتوانند در مورد همه این چهار جهت به کار روند؛ و اگر بحثی هست باید دید چرا در اولی «من» آمده (به جای اینکه اصلا حرفی نیاید) و در دومی «عن» آمده (به جای اینکه «علی» بیاید.]
د. ...
5) «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ ... وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ»:
قبلا بیان شد که حقیقت شکر، شناختی صحیح از نعمت است همراه با رفتاری که متناسب با آن شناخت انجام میشود («نکات ترجمه» در جلسه163) این آیه میفرماید هدف شیطان از «در صراط مستقیم نشستن» و «از چهار جهت هجوم آوردن» (و در واقع، هدف نهایی شیطان از همه کارهایش) این است که ما شاکر نباشیم. یعنی، یا نعمتهایی که به ما داده را درست نشناسیم، یا اگر شناختیم از آنها سوءاستفاده کنیم، نه حسن استفاده.
این شاخصی است برای اینکه بفهمیم چه اندازه شیطان بر ما غلبه کرده است و آیا در زندگیمان در مسیر شیطان حرکت میکنیم یا در مسیر صحیح: هر اندازه شکر در وجود ما تقویت شود:
(یعنی:
واقعا آنچه داریم را درست بشناسیم،
از جانب خدا بدانیم،
و آن گونه که خدا دستور داده، از آنها استفاده کنیم)
معلوم میشود مسیر را درست آمدهایم؛ وگرنه، نه.