1) فضیل بن یسار میگوید:به امام باقر ع گفتم: فدایت شوم. برای ما وقتی در مورد آنها [سرنگونی دشمنان و قیام امام زمان ع] تعیین فرما!
فرمود: خداوند با علمش علم وقتگذاران را به هم زده است؛ آیا نشنیدهای که خداوند فرمود: «و با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده [شب دیگر] تکمیل نمودیم، پس میقات پروردگارش در چهل شب کامل شد» بدرستی که نه موسی از آن ده شب خبر داشت و نه بنیاسرائیل؛ پس چون واقعه آن گونه رخ داد، گفتند موسی دروغ گفته و خلف وعده کرده است. پس اگر برای شما چیزی رخ داد، بگویید خدا و رسولش راست گفتهاند تا دوبرابر اجر ببرید
[ظاهرا مقصود این است که اگر برخی از علائم ظهور رخ داد، اما هنوز امام زمان ع قیام نکرده بود، در وعده الهی تردید نکنید]
تفسير العياشي، ج1، ص44
عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَقِّتْ لَنَا وَقْتاً فِيهِمْ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ خَالَفَ عِلْمُهُ عِلْمَ الْمُوَقِّتِينَ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ يَقُولُ وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً إِلَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً أَمَا إِنَّ مُوسَى لَمْ يَكُنْ يَعْلَمُ بِتِلْكَ الْعَشْرِ وَ لَا بَنُو إِسْرَائِيلَ فَلَمَّا حَدَّثَهُمْ قَالُوا كَذَبَ مُوسَى وَ أَخْلَفَنَا مُوسَى فَإِنْ حَدَّثْتُمْ بِهِ فَقُولُوا صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ تُؤْجَرُوا مَرَّتَيْنِ.۱
2) فرازی از خطبه امیرالمومنین ع معروف به خطبه «وسیله»
جابر بن یزید جعفی میگوید: بر امام باقر ع وارد شدم و گفتم: يَا ابْنَ رسول اللّه! اینکه شیعیان بین خودشان دچار اختلاف مذهبی شدهاند [اشاره به فرقههای کیسانیه و زیدیه و ... ]، دلم را آتش میزند.
فرمود: جابر! آیا میخواهی برایت معنای این اختلافشان را توضیح دهم که از کجا اختلاف کردند و به چه جهتی دچار تفرقه شدند؟
گفتم: بله، یا ابن رسول الله.
فرمود: پس وقتی که آنها دچار اختلاف میشوند مواظب باش که تو در این اختلافات نیفتی. بدان که هرکس که امام زمانش را انکار کند مانند کسی است که رسول خدا ص را در زمان خودش انکار کرده باشد. جابر! بشنو و خوب به خاطر بسپار.
گفتم: هر طور شما بفرمایید.
فرمود: بشنو و خوب به خاطر بسپار و هرجا بار اقامت افکندی این را ابلاغ کن.
همانا امیرالمومنین ع هفت روز بعد از وفات پیامبر خدا ص خطبهای خواند و این موقعی بود که کار گردآوری قرآن را به پایان رسانده بود، پس چنین فرمود: ...
همانا خداوند تبارك و تعالى به وسيله من بندههاى خود را آزمود و به دست من مخالفانش را از پاى درآورد و با شمشیر من منكرانش را نابود ساخت، و مرا مایه تقرب مؤمنان، و کانون مرگ جبّاران و شمشير او عليه مجرمان قرار داد، و به وسيله من پشت پيامبرش را استوار گردانيد، و مرا به يارى رساندن به پيامبر گرامى داشت، و به دانش او شرفم بخشيد، و به احكام او عطايم داد، و به وصيت او ويژهام گردانيد، و براى جانشينىاش در امّتش انتخابم كرد،
و زمانی که مهاجران و انصار چنان دورش جمع شده بودند که جای سوزن انداختن نبود، دربارهام فرمود: اى مردم! همانا على نسبت به من همچون هارون است نسبت به موسى، جز آنكه پس از من پيامبرى نيست. و مؤمنان در پرتو عنايت الهى گفتار پيامبر را فهميدند، زيرا مىدانستند كه من برادر تنى او نيستم چنانچه هارون برادر تنى موسى بود، و پيامبر نيستم تا این سخن ناظر به پیامبری باشد، بلکه این سخن به معنای جانشين و خليفه کردن من بود چنان كه موسى هارون را خليفه و جانشين خود كرد آنجا كه فرمود: « جانشین من در قومم باش و اصلاح کن و راه مفسدان را پیروی مکن» ...
الكافي، ج8، ص18-27
خُطْبَةٌ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ هِيَ خُطْبَةُ الْوَسِيلَةِ
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَعْمَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عُكَايَةَ التَّمِيمِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ النَّضْرِ الْفِهْرِيِّ عَنْ أَبِي عَمْرٍو الْأَوْزَاعِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ أَرْمَضَنِي اخْتِلَافُ الشِّيعَةِ فِي مَذَاهِبِهَا فَقَالَ يَا جَابِرُ أَ لَمْ أَقِفْكَ عَلَى مَعْنَى اخْتِلَافِهِمْ مِنْ أَيْنَ اخْتَلَفُوا وَ مِنْ أَيِّ جِهَةٍ تَفَرَّقُوا قُلْتُ بَلَى يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ فَلَا تَخْتَلِفْ إِذَا اخْتَلَفُوا يَا جَابِرُ إِنَّ الْجَاحِدَ لِصَاحِبِ الزَّمَانِ كَالْجَاحِدِ لِرَسُولِ اللَّهِ ص فِي أَيَّامِهِ يَا جَابِرُ اسْمَعْ وَ عِ. قُلْتُ إِذَا شِئْتَ قَالَ اسْمَعْ وَ عِ وَ بَلِّغْ حَيْثُ انْتَهَتْ بِكَ رَاحِلَتُكَ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع خَطَبَ النَّاسَ بِالْمَدِينَةِ بَعْدَ سَبْعَةِ أَيَّامٍ مِنْ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ ذَلِكَ حِينَ فَرَغَ مِنْ جَمْعِ الْقُرْآنِ وَ تَأْلِيفِهِ فَقَال...
فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ اسْمُهُ امْتَحَنَ بِي عِبَادَهُ وَ قَتَلَ بِيَدِي أَضْدَادَهُ وَ أَفْنَى بِسَيْفِي جُحَّادَهُ وَ جَعَلَنِي زُلْفَةً لِلْمُؤْمِنِينَ وَ حِيَاضَ مَوْتٍ عَلَى الْجَبَّارِينَ وَ سَيْفَهُ عَلَى الْمُجْرِمِينَ وَ شَدَّ بِي أَزْرَ رَسُولِهِ وَ أَكْرَمَنِي بِنَصْرِهِ وَ شَرَّفَنِي بِعِلْمِهِ وَ حَبَانِي بِأَحْكَامِهِ وَ اخْتَصَّنِي بِوَصِيَّتِهِ وَ اصْطَفَانِي بِخِلَافَتِهِ فِي أُمَّتِهِ فَقَالَ ص وَ قَدْ حَشَدَهُ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ وَ انْغَصَّتْ بِهِمُ الْمَحَافِلُ: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي كَهَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي فَعَقَلَ الْمُؤْمِنُونَ عَنِ اللَّهِ نَطَقَ الرَّسُولُ إِذْ عَرَفُونِي أَنِّي لَسْتُ بِأَخِيهِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ كَمَا كَانَ هَارُونُ أَخَا مُوسَى لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ وَ لَا كُنْتُ نَبِيّاً فَاقْتَضَى نُبُوَّةً وَ لَكِنْ كَانَ ذَلِكَ مِنْهُ اسْتِخْلَافاً لِي كَمَا اسْتَخْلَفَ مُوسَى هَارُونَ ع حَيْثُ يَقُولُ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِين...
3) در دو تفسیر ابوعبیده و ابن حرب طائی (از مفسران اهل سنت) از عبدالله بن مسعود (از اصحاب پیامبر ص) روایت شده است:
خلفاء چهار نفرند:
آدم، [که خداوند فرمود:] «همانا من در زمین خلیفهای قرار میدهم». و
داوود، [که خداوند فرمود:] « ای داوود! ما تو را خلیفه قرار دادیم در زمین» یعنی در بیتالمقدس. و
هارون، که موسی گفت: «در قومم خلیفه من باش» و
علی ع، [که خداوند فرمود:] «خداوند وعده داد کسانی از شما را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند» یعنی علی ع را «که در زمین آنها را خلیفه کند همان گونه که خلیفه کرده بود کسانی را که قبل از ایشان بودند» یعنی آدم و داود و هارون را «و مستقر سازد برایشان دینی را که برایشان پسندیده بود» یعنی اسلام را «و وضعشان را بعد از خوفشان به امنیت تبدیل کند» یعنی اهل مکه «تا مرا بپرستند و چیزی را شریک من نسازند؛ و هر کس بعد از آن کفر بورزد» به ولایت علی بن ابیطالب «پس آنها همان فاسقاناند» یعنی معصیتکنندگان نسبت به خدا و رسولش هستند.
مناقب آل أبي طالب ع (لابن شهرآشوب)، ج3، ص63
تَفْسِيرَيْ أَبِيعُبَيْدَةَ وَ عَلِيِّ بْنِ حَرْبٍ الطَّائِيِّ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ الْخُلَفَاءُ أَرْبَعَةٌ آدَمُ «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» وَ دَاوُدُ «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ» يَعْنِي بَيْتَ الْمَقْدِسِ وَ هَارُونُ قَالَ مُوسَى «اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي» وَ عَلِيٌّ «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» يَعْنِي عَلِيّاً «لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» آدَمُ وَ دَاوُدُ وَ هَارُونُ «وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ» يَعْنِي الْإِسْلَامَ «وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً» يَعْنِي أَهْلَ مَكَّةَ «يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ» بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ «فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ» يَعْنِي الْعَاصِينَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ.۲
این حدیث در کتب شیعه از امام صادق ع (مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص126)۳ و از امام رضا ع (عيون أخبار الرضا ع ج2، ص10)۴ هم روایت شده است.
4) امام باقر به امام صادق ع فرمودند:
فرزندم هیچگاه ترک مکن که هر شب از شبهای دهه اول ذیحجه، بین مغرب و عشاء ، دو رکعت نماز بجا آوری که در هر رکعت سوره فاتحه و سوره «قل هو الله احد» را یکبار بخوانی و در ادامه این آیه را بخوانی «وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ» (و با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده [شب دیگر] تکمیل نمودیم، پس میقات پروردگارش در چهل شب کامل شد؛ و موسی به برادرش هارون گفت: جانشین من در قومم باش و اصلاح کن و راه مفسدان را پیروی مکن) که اگر چنین کردی، حتی اگر حج نرفته باشی، با حاجیان در ثوابشان شریک خواهی شد.
الإقبال بالأعمال الحسنة، ج2، ص35
ذَكَرَهَا ابْنُ أُشْنَاسٍ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْمُغِيرَةِ الثَّلَّاجُ سَمِعْتُ طَاهِرَ بْنَ الْعَبَّاسِ يَقُولُ سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ الْفَضْلِ الْكُوفِيَّ يَقُولُ سَمِعْتُ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ الْجَعْفَرِيَّ يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: قَالَ لِي أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ع:
يَا بُنَيَّ لَا تَتْرُكَنَّ أَنْ تُصَلِّيَ كُلَّ لَيْلَةٍ بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ مِنْ لَيَالِي عَشْرِ ذِي الْحِجَّةِ رَكْعَتَيْنِ تَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مَرَّةً وَاحِدَةً وَ هَذِهِ الْآيَةَ وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ شَارَكْتَ الْحَاجَّ فِي ثَوَابِهِمْ وَ إِنْ لَمْ تَحُجَّ.