📌 فهرست دسترسی سریع (حدیث):
تمامی احادیثی که ذیل آیه ۳۴ (جلسه ۱۱۲۰ https://yekaye.ir/ababsa-80-34) گذشت، مربوط به این آیه هم میباشد. اما احادیث دیگر:
۱) مرحوم بحرانی در تفسیر روایی خود حدیثی را بدین صورت از کتاب بستان الواعظين آورده است:
[قتاده از حسن بصری روایت کرده که] یکی از همسران رسول الله ص از ایشان پرسید: یا رسول الله! آیا روز قیامت مردی به فکر نزدیکان صمیمیاش هست؟
فرمودند: سه موقعیت است که کسی از کسی یاد نکند: هنگام [برپا داشتن] ترازوی اعمال، تا ببیند که آیا ترازوی سنگین شد یا سبک؟ و هنگام [عبور از] صراط، تا ببیند از آن میگذرد یا خیر؟ و هنگام [دادن] نامه اعمال، تا ببیند آیا به دست راستش نامه عملش را میگیرد یا به دست چپ؟
پس این سه موقعیتی است که احدی یادی از دوست صمیمی و دوست نزدیک و خویشاوند و رفیق و فرزندان و والدینش نکند؛ و این همان سخن خداوند عز و جل است که فرمود: «برای هرکس از ایشان در آن روز گرفتاریای است که او را کفایت کند» (عبس/۳۷) که هر کسی از شدتی امور ترسناک عظیمی که میبیند از دیگری غافل و فقط به خود مشغول است؛ از خداوند متعال میخواهیم که این را به رحمتش بر ما سهل، و با مهربانی و لطفش بر ما آسان گرداند.
البرهان في تفسير القرآن، ج5، ص586؛ بستان الواعظين، ص70۱
[روی قَتَادَة عَن الْحسن الْبَصْرِيّ رَضِي الله] عن رسول الله (صلی الله عليه و آله)، أنه قال له بعض أهله، يا رسول الله، هل يذكر الرجل يوم القيامة حميمه [هَل يفكر ... فِي حميمه]؟
فَقَالَ رَسُول الله ص: ثَلَاثَة مَوَاطِن لَا يذكر فِيهَا أحد أحدا: عِنْد الْمِيزَان حَتَّی ينظر أيثقل مِيزَانه أم يخف؟ وَ عند الصِّرَاط حَتَّی ينظر أَيجوزُ أم لَا؟ وَعند الصُّحُف حَتَّی ينظر أبيمينه يَأْخُذ الصَّحِيفَة أم بِشمَالِهِ.
فَهَذِهِ ثَلَاثَة مَوَاطِن لَا يذكر فِيهَا أحد حميمه وَلَا صديقه وَلَا حَبِيبه وَلَا قَرِيبه وَلَا بنيه وَلَا وَالِديهِ وَذَلِكَ قَول الله تبَارك وَتَعَالَی «لكل امْرِئ مِنْهُم يَوْمئِذٍ شَأْن يُغْنِيه» (عبس/37) [هُوَ] مشغول بنفسه عن غيره من شدة ما يری من الأهوال العظام [من شدَّة الْأَهْوَال الْعِظَام]، نسأل [أسأَل] الله تعالی أن يسهلها لنا برحمته، و يهونها علينا برأفته و لطفه.
اما به نظر میرسد از عبارت «فَهَذِهِ ثَلَاثَة مَوَاطِن: پس این سه موقعیتی است» به بعد، توضیحات ابن جوزی (مولف بستان الواعظین) باشد؛ نه ادامه حدیث نبوی؛ چرا که علاوه بر اینکه در سایر منابع اهل سنت، مانند تفسير يحيی بن سلام (ج1، ص318۲) و أصول السنة (لابن أبي زمنين؛ ص169۳) این حدیث با عین همین روایات به عنوان گفتگوی بین عایشه و رسول الله ص تا همینجا روایت شده است؛ بلکه در سایر روایات نزدیک به این نیز مطلب تا همینجا آمده است؛ مثلا حدیث بعدی:
۲) الف. روایت شده است که یکبار عایشه به یاد جهنم افتاد و گریست. پیامبر ص پرسید: چرا گریه میکنی؟
گفت: یا رسول الله! به یاد جهنم افتادم و گریهام گرفت. آیا شما در روز قیامت همسرانت را یاد میکنی؟
فرمودند: سه موقعیت است که کسی از کسی یاد نکند: هنگامی که ترازوی اعمال گذاشته شود، تا وقتی که بداند آیا وزن اعمالش سنگین شد یا سبک؟ و هنگام [دادن] نامه [اعمال]، هنگامی که گفته شود «بياييد و كتابم را بخوانيد» (حاقه/۱۹) تا ببیند نامه [عمل] اش کجا قرار داده میشود: به دست راستش؟ یا به دست چپش؟ یا از پشت سرش؟ هنگام [عبور از] صراط، هنگامی که روی جهنم نهاده شود تا بفهمد که آیا نجات پیدا میکند یا خیر؟
سنن أبي داود، ج4، ص385؛ التبصرة (لابن الجوزي)، ج2، ص198-199۴؛ الاعتقاد (للبيهقي)، ص210۵
حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَحُمَيْدُ بْنُ مَسْعَدَةَ أَنَّ إِسْمَاعِيلَ بْنَ إِبْرَاهِيمَ حَدَّثَهُمْ قَالَ: أَخْبَرَنَا يُونُسُ ، عَنِ الْحَسَنِ ، عَنْ عَائِشَةَ أَنَّهَا ذَكَرَتِ النَّارَ فَبَكَتْ. فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَ [آله و] سَلَّمَ: مَا يُبْكِيكِ؟
قَالَتْ: ذَكَرْتُ النَّارَ فَبَكَيْتُ، فَهَلْ تَذْكُرُونَ أَهْلِيكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؟
فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَ [آله و] سَلَّمَ: أَمَّا فِي ثَلَاثَةِ مَوَاطِنَ فَلَا يَذْكُرُ أَحَدٌ أَحَدًا، عِنْدَ الْمِيزَانِ حَتَّی يَعْلَمَ أَيَخِفُّ مِيزَانُهُ أَوْ يَثْقُلُ؟ وَعِنْدَ الْكِتَابِ حِينَ يُقَالُ «هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ» حَتَّی يَعْلَمَ أَيْنَ يَقَعُ كِتَابُهُ أَفِي يَمِينِهِ، أَمْ فِي شِمَالِهِ، أَمْ مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِهِ؟ وَعِنْدَ الصِّرَاطِ إِذَا وُضِعَ بَيْنَ ظَهْرَيْ جَهَنَّمَ [حَتَّی يَعْلَمَ أَيَنْجُو أَمْ لا يَنْجُو]؟
تبصره۱: عبارت «حَتَّی يَعْلَمَ أَيَنْجُو أَمْ لا يَنْجُو» در سنن أبي داود و الاعتقاد بيهقي نیامده است؛ که احتمالا اشتباه ناسخ باشد. ضمنا این روایت با سند متفاوت و اندک تفاوتی در عبارات در التفسير الوسيط واحدي (ج2، ص350-351)۶ و تفسير السمعاني (ج2، ص166)۷ نیز آمده است.
تبصره۲: اگر این نقل از عایشه درست باشد شاید بر اساس همان منابع اهل سنت مقصود پیامبر ص این بوده است که من در آن موقعیت برای تو کاری نمیکنم؛ زیرا:
اولا در حدیثی که در منابع معتبر اهل سنت آمده و بزرگان آنها (مانند البانی)به صحیح بودنش تصریح کردهاند آوردهاند که پیامبر ص به برخی از افراد وعده داد که برای شفاعت کردن اتفاقا مرا در همین گونه مواقف جستجو کنید:
ب. انس بن مالک گوید: از رسول الله ص درخواست کردم که روی قیامت مرا شفاعت کند.
فرمود: این کار را خواهم کرد.
گفتم: یا رسول الله ص! کجا شما را بیابم؟
فرمود: اول جایی که خواستی دنبال من بگردی بر صراط باشد.
گفتم: اگر بر صراط شما را نیافتم؟
فرمود: پس در [جایی که] ترازوی اعمال [برپا میشود] مرا جستجو کن.
گفتم: اگر نزد ترازو نیافتم؟
فرمود: پس مرا در کنار حوض [کوثر] جستجو کن؛ که این سه موقفی است که حتما من در آنجا حضور خواهم داشت.
سنن الترمذي، ج4، ص621
حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الصَّبَّاحِ الهَاشِمِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا بَدَلُ بْنُ المُحَبَّرِ قَالَ: حَدَّثَنَا حَرْبُ بْنُ مَيْمُونٍ الأَنْصَارِيُّ أَبُو الخَطَّابِ قَالَ: حَدَّثَنَا النَّضْرُ بْنُ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: سَأَلْتُ النَّبِيَّ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ و [آله و] سلم أَنْ يَشْفَعَ لِي يَوْمَ القِيَامَةِ.
فَقَالَ: «أَنَا فَاعِلٌ».
قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَيْنَ أَطْلُبُكَ؟
قَالَ: «اطْلُبْنِي أَوَّلَ مَا تَطْلُبُنِي عَلَی الصِّرَاطِ».
قَالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ أَلْقَكَ عَلَی الصِّرَاطِ؟
قَالَ: «فَاطْلُبْنِي عِنْدَ المِيزَانِ».
قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ أَلْقَكَ عِنْدَ المِيزَانِ؟
قَالَ: «فَاطْلُبْنِي عِنْدَ الحَوْضِ فَإِنِّي لَا أُخْطِئُ هَذِهِ الثَّلَاثَ المَوَاطِنَ.» [حكم الألباني: صحيح].
ثانیا چنانکه قبلا به تفصیل و مستند به منابع اهل سنت بیان شد (https://yekaye.ir/about-the-wars-of-imam-ali/#_Toc111283934) پیامبر اکرم ص به عایشه هشدار شدید داده بودند که مبادا کسی باشی که سگان حوأب بر تو پارس کنند؛ و در جریان حرکت وی برای جنگ جمل این واقعه برای او رخ داد و او همواره از اینکه به جنگ با علی ع اقدام کرده بود ابراز پشیمانی میکرد؛
و باز در احادیث اهل سنت پیامبر اکرم هم برای صراط و هم برای میزان و هم برای حوض کوثر علی ع را حاضر و در مسیر درست معرفی کرده است؛ که در اینجا فقط دو مورد را که ناظر به حوض و صراط است و در دو حدیث مشترک است بر اساس منابع اهل سنت تقدیم شود:
ج. از سلمان فارسی روایت شده است که رسول الله ص فرمودند:
اولین کسی که روز قیامت بر سر حوض کوثر بر من وارد میشود همان است که اولین نفر از شما بود که اسلام آورد یعنی علی بن ابیطالب.
التاريخ الكبير (لابن أبي خيثمة)، ص175
حَدثنَا عبد السَّلَام بن صَالح، قَالَ: نَا عبد الرَّزَّاق، قَالَ: أَنا الثَّوْريّ، عَن سَلمَة بن كهيل، عَن أبي صَادِق، عَن عليم الْكِنْدِيّ، عَن سلمَان قَالَ:
قَالَ رَسُول الله صلی الله عَلَيْهِ و [آله و] سلم: أول النَّاس ورودًا علی الْحَوْض يَوْم الْقِيَامَة أولكم إسلاماً عَليّ بن أبي طَالب.
ب. ابونعیم با چهار سند از حذیفه روایت کرده که از رسول الله پرسیدند: آیا علی ع را به جانشینی خود نمیگذاری؟
فرمود: اگر ولایت علی ع را بپذیرید او را هدایتگری هدایتیافته خواهید یافت که شما را بر راه مستقیم حرکت خواهد داد.
و در نقل دیگر این طور است که پیامبر ص فرمودند:
اگر به خلافت علی ع تن دهید، که نمیبینم چنین کنید، او را هدایتگری هدایتیافته خواهید یافت که شما را بر راهی کاملا روشن حرکت خواهد داد.
حلية الأولياء، ج1، ص64
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ، ثَنَا أَبُو حُصَيْنٍ الْوَادِعِيُّ، ثَنَا يَحْيَی بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ، ثَنَا شَرِيكٌ، عَنْ أَبِي الْيَقْظَانِ، عَنْ أَبِي وَائِلٍ، عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ، قَالَ: قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ أَلَا تَسْتَخْلِفُ عَلِيًّا؟ قَالَ: «إِنْ تُوَلُّوا عَلِيًّا تَجِدُوهُ هَادِيًا مَهْدِيًّا، يَسْلُكُ بِكُمُ الطَّرِيقَ الْمُسْتَقِيمَ»
رَوَاهُ النُّعْمَانُ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ الْجَنَدِيُّ، عَنِ الثَّوْرِيِّ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ، عَنْ حُذَيْفَةَ نَحْوِهِ.
حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ أَحْمَدَ، ثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ وُهَيْبٍ الْغَزِّيُّ، ثَنَا ابْنُ أَبِي السَّرِيِّ، ثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، ثَنَا النُّعْمَانُ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ الْجَنَدِيُّ، عَنْ سُفْيَانَ الثَّوْرِيِّ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ، عَنْ حُذَيْفَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ و [آله و] سلم: «إِنْ تَسْتَخْلِفُوا عَلِيًّا، وَمَا أَرَاكُمْ فَاعِلِينَ، تَجِدُوهُ هَادِيًا مَهْدِيًّا، يَحْمِلُكُمْ عَلَی الْمَحَجَّةِ الْبَيْضَاءِ»
رَوَاهُ إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَرَاسَةَ، عَنِ الثَّوْرِيِّ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ، عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللهُ تَعَالَی عَنْهُ حَدَّثَنَا نَذِيرُ بْنُ جُنَاحٍ الْقَاضِي، ثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مِهْرَانَ، ثَنَا أَبِي، ثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَرَاسَةَ، عَنِ ابْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ، عَنْ عَلِيٍّ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ و [آله و] سلم مِثْلَهُ
ابن جزری در مناقب الأسد الغالب علي بن أبي طالب (ص33) بعد از اینکه سند این حدیث را از خودش تا حذیفه نقل میکند تصریح میکند که تمام رجال این حدیث موثقاند.۸
تبصره: چگونگی جعل حدیث
کسانی که در فن حدیث کار کردهاند میدانند که یکی از روشهای مهم جعل حدیث این است که جاعل حدیث یک فرازی از سخن پیامبر ص که معتبر و معروف است را میآورده و فرازهای دیگری خودش بدان اضافه میکرده تا فرازهای جعلی هم مورد قبول واقع شود؛ و این حدیث از آن دسته احادیثی است که به طور واضح این بلا بر سرش آمده است و همین جعلیات است که نمیگذارد اهل سنت به واقع مطلب آگاه شوند.
حدیث فوق، ولو ابونعیم اصفهانی (م۴۳۰) با سند متصل نقل کرده و ابن جوزی (م۸۳۳) هم تمام رجال آن را مورد وثوق دانسته است، در منابع اهل سنت چندان بازتاب ندارد. در عوض حدیث دیگری در منابع اهل سنت بازتاب بیشتری دارد و حتی در مستدرک بر صحیحین حاکم نیشابوری (کتابی که احادیثی را که بر مبنای صحیح بخاری و صحیح مسلم معتبر است اما آن دو نیاوردهاند) ذکر شده است که همین مطلب را دارد با دو فراز اضافیِ پیش از آن!
در مستدرک با سندی که از طریق فضیل بن مزروق به ابواسحاق واز او به زید بن یثیع و از او از قول علی ع مطلب این گونه بازگو شده است که گویی پیامبر چنین فرموده است:
اگر ولایت ابوبکر را بپذیرید او را زاهد در دنیا و مایل به آخرت خواهید یافت؛ و اگر ولایت عمر را بپذیرید او را شخصی قوی و امین خواهید یافت که در راه خدا از سرزنش سرزنشگران باکی ندارد؛ و اگر ولایت علی ع را بپذیرید او را هدایتگری هدایتیافته خواهید یافت که شما را بر راه مستقیم حرکت خواهد داد.
المستدرك علی الصحيحين (للحاكم) ج3، ص73
حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ، ثنا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَفَّانَ، وَأَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْجَوْهَرِيُّ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ خُزَيْمَةَ، ثنا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَفَّانَ الْعَامِرِيُّ، ثنا زَيْدُ بْنُ الْحُبَابِ، ثنا فُضَيْلُ بْنُ مَرْزُوقٍ الرُّوَاسِيُّ، ثنا أَبُو إِسْحَاقَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ، عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ و [آله و] سلم:
«إِنْ تُوَلُّوا أَبَا بَكْرٍ تَجِدُوهُ زَاهِدًا فِي الدُّنْيَا، رَاغِبًا فِي الْآخِرَةِ، وَإِنْ تُوَلُّوا عُمَرَ تَجِدُوهُ قَوِيًّا أَمِينًا، لَا تَأْخُذُهُ فِي اللَّهِ تَعَالَی لَوْمَةُ لَائِمٍ، وَإِنْ تُوَلُّوا عَلِيًّا تَجِدُوهُ هَادِيًا مَهْدِيًّا يَسْلُكُ بِكُمُ الطَّرِيقَ».
هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ " وَشَاهِدَهُ حَدِيثُ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ.
خود حاکم جمله آخر این حدیث را نیاورده اما در برخی منابع اهل سنت این جمله آخر را هم دارد: «وهرگز چنین نخواهید کرد.»
مسند البزار (البحر الزخار)، ج3، ص32
حَدَّثَنَا حَفْصُ بْنُ عَمْرٍو الرَّبَالِيُّ، قَالَ: نا زَيْدُ بْنُ الْحُبَابِ، قَالَ: نا فُضَيْلُ بْنُ مَرْزُوقٍ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ و [آله و] سلم: إِنْ تُوَلُّوا أَبَا بَكْرٍ تَجِدُوهُ زَاهِدًا فِي الدُّنْيَا رَاغِبًا فِي الْآخِرَةِ، وَإِنْ تُوَلُّوا عُمَرَ تَجِدُوهُ قَوِيًّا أَمِينًا لَا تَأْخُذُهُ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ، وَإِنْ تُوَلُّوا عَلِيًّا تَجِدُوهُ هَادِيًا مَهْدِيًّا يَسْلُكُ بِكُمُ الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ، وَلَنْ تَفْعَلُوا.
اگر این نقل با نقل قبلی که ابونعیم و ابن جزری آورده بودند مقایسه شود مشاهده میشود که سند این روایت از همین فضیل بن مزروق (متوفی ۱۶۰)، از سند آن دو جدا میشود. در سه سند مورد استفاده ابونعیم، راوی مطلب را از حذیفه نقل میکند و در یکی از خود حضرت علی ع است؛ و اتفاقا وقتی حاکم میخواهد بگوید این حدیث صحیحی است شاهد بر آن را حدیث حذیفه معرفی میکند، که ظاهرا بقدری مشهور بوده که حاکم نیاز ندیده به متن آن اشاره کند.
این فضیل بن مزروق - چنانکه ابن حبان (متوفی ۳۵۴) که خودش از رجالیون اهل سنت است میگوید - از کسانی بوده است که احادیث صحیحی را از افراد مورد وثوق میگرفت و خودش در آن اضافاتی میکرد و جالب اینجاست که همین حدیث را به این صورت به عنوان نمونهای از احادیث وی میآورد (فُضَيْل بن مَرْزُوق ... مُنكر الحَدِيث جدا كَانَ مِمَّن يخطئ علی الثِّقَات ...؛ المجروحين لابن حبان، ج2، ص209۹).
بهخوبی معلوم میشود که حدیث معروف نبوی که در ضرورت جانشینی حضرت علی ع بوده، و حتی پیشبینی شده مردم بدان تن نخواهند داد، در قرن اول بسیار مشهور بوده است؛ تا اینکه یک جاعل حرفهای حدیث در قرن دوم - که اندکی بعد از زوال حکومت بنیامیه از دنیا رفته - این جعل را انجام میدهد، یعنی اولا نقل این مطلب را از خود حضرت علی ع به جای نقل از حذیفه قرار میدهد، که این نقل، کمتر از نقل حذیفه معروف بوده است (زیرا در زمان بنیامیه نقل از حضرت علی ع جرم بزرگی بود؛ و ابونعیم هم که در قرن ۵ میزیسته سه سندش از طریق حذیفه است) و از این رو احتمالا محدثان خیلی کمتری آن را شنیدهاند و لذا ظرفیت بیشتری برای دخل و تصرف دارد؛ و ثانیا با افزودن مطلب مذکور چنین وانمود میشود که اصلا خود حضرت علی ع از پیامبر ص حدیث آورده که پیامبر ص به نحوی به دست گرفتن ولایت توسط ابوبکر و عمر پیش از علی ع را مطرح کرده است۱۰ که این در فضای عمومی آن زمان که میخواستهاند فضاسازی کنند که علی ع هم خلافت شیخین را قبول داشته مقبولیت بیشتری پیدا می کرده است!۱۱