۱) «مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ»
این سوال که در این آیه پرسیده شده است، در صورتی که «قتل»:
الف. نفرین و فضای آیه قبل مذمت انسانی باشد که کفر میورزد، این استفهام را استفهامی برای تحقیر دانستهاند (البحر المحيط، ج10، ص409۱؛ مفاتيح الغيب، ج31، ص57۲؛ تفسير الصافي، ج5، ص285۳)؛ که این را دو گونه شرح دادهاند:
الف.۱. میخواهد تذکر دهد که وی باید بداند که خالقش خداست و به او میگوید چرا به اصل خلقت خویش توجه نمیکند که خداوند وی را از چه آفرید (مجمع البيان، ج10، ص665 ۴)
الف.۲. میخواهد طغیان وی را سرکوب کند با تذکر دادن به اینکه وی به ابتدای خلقت خویش بنگرد و ببیند از چه چیز پستی آفریده شده است (الكشاف، ج4، ص703۵؛ الميزان، ج20، ص206۶).
و به نظر میرسد احتمال اینکه این دومی مد نظر بوده باشد بیشتر است؛ چرا که اگر اولا با مقدم کردن جار و مجرور بر فعل، بر آن (اینکه از چه چیزی آفریده شده) تأکید کرد؛ و ثانیا اگر اولی مد نظر بود اقتضای فصاحت کلام این بود که کلمه «الله» به عنوان فاعل «خلقه» در کلام بیاید.
ب. خبر از واقع باشد، استفهام دلالت بر تعظیم دارد، و کلامی در تقدیر است؛ یعنی اگر میدانستند این انسان (حضرت علی ع) از چه آفریده شده (از نطفهای از جنس نطفههای پیامبران) آنگاه بدین راحتی اقدام به کشتن وی نمیکردند (حدیث۱).
۲) «مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ»
این آیه میخواهد انسانی که کفر میورزد را مورد مواخذه قرار دهد و این مواخذه را با هشداری به ابتدای آفرینش دنیوی وی آغاز میکند؛ و در ادامه آیات به سراغ نعمتهایی میرود که وی در آن غوطهور است تا پایان زندگیاش، و چقدر از آنها غافل است (الكشاف، ج4، ص703۷). در واقع هر پدیدهای در متن آفرینش خویش، سه مرحله دارد: ابتدا، مسیر و انتها؛ و در این آیات میخواهد به این سه مرحله در خصوص انسان تذکر بدهد که اولین مرحلهاش همین است که ببیند از چه آفریده شده است (مرحله دوم در آیه ۲۰ و مرحله آخر در آیات ۲۱-۲۲ مورد توجه قرار میگیرد) (مفاتيح الغيب، ج31، ص57۸).
۳) «مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ»
به ابتدای آفرينش خود بنگريد تا از كفر و غرور دست برداريد (اقتباس از تفسير نور، ج10، ص386۹).
۴) «مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ»
اینکه این هشدار به ابتدای آفرینش انسان را با جمله استفهامی بیان کرد (و بلافاصله خودش پاسخ آن را در آیه بعد داد) از باب تأکید بر تعجبی است که در عبارت «ما أَكْفَرَهُ: چه ناسپاس و کافر است او» در آیه قبل نهفته بود. اظهار تعجب غالبا در خصوص حوادثی رخ میدهد که علت و سبب واضح و آشکاری ندارند. در واقع، با این تعبیر میخواهد بگوید اولا چقدر افراط این انسان در کفر و ناسپاسی جای تعجب دارد و ثانیا آیا وقتی که خداوند وی را آفرید جایی برای این اندازه کفر ورزیدن بود؟ یعنی با توجه به اینکه خدا آفرینش وی را این چنین شروع کرد واقعا چه سببی موجب میشود که وی مسیر کفر و طغیان در پیش گیرد و چه عذر و بهانهای برای این ناسپاسی دارد، و واقعا سر زدن این کفر از او جای تعجب دارد (الميزان، ج20، ص206۱۰).