۱) از جابر بن یزید جعفی روایت شده است که امام صادق ع فرمودند:
همانا رسول الله ص روالش این بود که اصحابش را [به تعالیم الهی] دعوت میکرد. پس هرکس که خداوند خیر او را میخواست به وی گوش میداد و آنچه را که ایشان بدان دعوت میکرد میفهمید؛ و کسی که خداوند خیرش را نمیخواست بر دلش مهر میزد پس نه گوش میداد و نه درک میکرد؛ و این همان سخن خداوند عز و جل است که فرمود: «[و از آنان كسانى هستند كه به تو گوش مىدهند،] تا آن گاه كه از نزد تو بيرون شوند به كسانى كه علم به آنها داده شده مىگويند: الآن چه گفت؟ آنها كسانى هستند كه خداوند بر دلهاى آنها مهر نهاده است [و از هواهاى خود پيروى كردهاند].» (محمد/۱۶) و نیز فرمود: «مسلّما تو مردگان را نتوانى شنواند و دعوت خود را به كَرها، در جايى كه پشت كرده و رويگردانند نتوانى رساند. و تو هدايتكننده كوردلان از گمراهيشان نيستى» (نمل/۸۰-۸۱).
الأصول الستة عشر، ص222
قَالَ جَعْفَرٌ: وَ حَدَّثَنِي حُمَيْدُ بْنُ شُعَيْبٍ، عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ، قَالَ جَابِرٌ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمَا السَّلَام يَقُولُ:
إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ يَدْعُو أَصْحَابَهُ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ خَيْراً سَمِعَ وَ عَرَفَ مَا يَدْعُوهُ إِلَيْهِ، وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ شَرّاً طَبَعَ عَلَى قَلْبِهِ، فَلَا يَسْمَعُ وَ لَا يَعْقِلُ، وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ-: «حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ» وَ قَالَ: «إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ» الْآيَة.
این روایت البته فقط با اشاره به آیه اول، در تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة (ص571)۱ نیز آمده،
و باز به همین صورت ولی با سند کامل به نقل ابوبصیر از امام باقر ع در تفسير القمي (ج2، ص303)۲ روایت شده؛
و از قول اسحاق بن عمار هم در تفسير العياشي (ج2، ص273)۳ از امام صادق ع روایت شده، با این تفاوت که در نقل اخیر، حضرت به جای دو آیه فوق، به آیه «أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ: آنهايند كسانى كه خداوند بر دلها و گوش و چشمانشان مهر (نافهمى و شقاوت) نهاده و آنها همان غافلانند.» (نحل/۱۰۸) استشهاد فرمودهاند؛ که احتمال دارد به خاطر شباهت این آیات در عبارت «أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ» اشتباه از راوی یا ناسخ باشد.
۲) از امام صادق ع روایت شده است که در فرازی از روایتی طولانی فرمودند:
از سر مردم دست بردارید و نگویید فلانی عموی من یا برادرم یا پسرعمویم یا همسایهام است*؛ اگر خداوند خیر کسی را بخواهد روحش را پاک گرداند پس او سخن معروفی نشنود مگر اینکه بدان اذعان کند، و سخن منکری نشنود مگر اینکه آن را انکار نماید، سپس خداوند در دلش کلمهای اندازد که کارش بدان جمع شود.
* پی نوشت: ظاهرا مقصود حضرت از این جمله آن است که گمان نکنید که به خاطر قرابت یا رفاقتی که با کسی دارید میتوانید کاری کنید که وی حتما و قطعا به راه راست هدایت شود.
الكافي، ج1، ص165؛ و ج2، ص213؛ المحاسن، ج1، ص200۴
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ [أَبِي] إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ [/أَبِي] سَعِيدٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: يَا ثَابِتُ مَا لَكُمْ وَ لِلنَّاسِ كُفُّوا عَنِ النَّاسِ ...۵
كُفُّوا عَنِ النَّاسِ وَ لَا يَقُولُ أَحَدٌ عَمِّي وَ أَخِي وَ ابْنُ عَمِّي وَ جَارِي؛ فَإِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً طَيَّبَ رُوحَهُ فَلَا يَسْمَعُ مَعْرُوفاً إِلَّا عَرَفَهُ وَ لَا مُنْكَراً إِلَّا أَنْكَرَهُ ثُمَّ يَقْذِفُ اللَّهُ فِي قَلْبِهِ كَلِمَةً يَجْمَعُ بِهَا أَمْرَهُ.
این عبارات با مقدمهها و موخرههای متفاوت و سندهای دیگری نیز از امام صادق ع (مثلا خطاب به مومن الطاق (ابوجعفر محمد بن نعمان الاحول) در تحف العقول، ص312۶؛ یا خطاب به عبدالغفار جاری در بصائر الدرجات، ج1، ص16۷ و ...) روایت شده است.